
به بهانه بازگشت تی تی و کیا به خاستگاهشان/ چرا اسطوری نمی سازیم؟
مرجع خبری پرسپولیس : چرا پرسپولیس را که پرطرفدارترین تیم آسیا میدانیم آنطور که باید جلوه نمیدهیم؟ چرا اسطورههایش را گم کردهایم و تصویری از آنها پیش چشممان نیست؟
ورزشگاه امیریتس همان استادیوم شیک و مدرن خانگی آرسنال است که شش سال پیش افتتاح شد تا توپچیها از ورزشگاه خاطرهانگیز و البته حقیر برای آرسنال به محلی باشکوهتر کوچ کنند.
هر چند نام استادیوم جدید به اسم سرمایهگذار ساخت این پروژه عظیم و پرهزینه خورد تا غرور ناسیونالیستی انگلیسیها را در پایتخت این کشور لکهدار کند اما سردر ورزشگاه به گونهای آراسته شد تا آرسنالیها حتی با وجود ۶ سال دوری از جام به خود ببالند.
وقتی از خیابان طویل درایتون پارک لندن عبور میکنید و نگاهتان به ورزشگاه شیک امیریتس میافتد، اولین نکتهای که چشمتان را میگیرد و شاید حیرتزدهتان کند همان سردر ورزشگاه است که با تندیس سه اسطوره باشگاه در تمام ۱۵۰ سالی که از عمر آرسنال گذشته، مواجه میشود؛ تونی آدامز، هری چاپمن و تیری آنری.

نفر آخر یک فرانسوی است که بعد از ظهور در موناکو و فصلی ناموفق در یوونتوس به آرسنال آمد و سالهای پرافتخاری را در این تیم دوستداشتنی سپری کرد. آنری بالاخره از آرسنال دل کند و به بارسلونا رفت تا قهرمانی اروپا را هم تجربه کند. «تیتی» که در اوج بلوغ فوتبال ملی فرانسه طی دو سال به قهرمانی جام جهانی و جام ملتهای اروپا هم رسیده بود، به یکباره سر از لیگ حرفهای آمریکا درآورد و در ردبول کاپیتان شد. اواخر دسامبر ۲۰۱۱ اما خبری تکاندهنده آرسنالیها را دچار شعف ویژهای کرد؛ تیتی برمیگردد و ۲ ماه برای آرسنال بازی خواهد کرد. آنری در فاصله تعطیلی دو ماهه لیگ حرفهای آمریکا (MLS) برگشته تا میان دوستدارانش باشد و البته به تیم محبوبش کمک کند. روزهای بازگشت او به آرسنال دقیقا مصادف شده با روزهایی که اسطوره محبوب پرسپولیسیها مهدی مهدویکیا به خانه بازگشته است؛ بازگشتی غریبانه که شاید فقط روی جلد روزنامههای ورزشی به اندازهای که باید زرق و برق داشته است.
در روزهایی که ما اجازه ورود هوادار به سکوهای ورزشگاهمان را نمیدهیم تا بازگشت اسطوره محبوبشان را شاهد باشند، آرسنالیها تندیس تیری آنری فرانسوی را مقابل ورزشگاه خانگیشان میکارند تا هوادار این تیم در روزهایی که تیتی به ینگه دنیا سفر کرده شال سفید و قرمز آرسنال را دور گردن مجسمه برنزی تیتی بیندازد و با اسطورهاش عکس یادگاری بگیرد. اینجا و در روزی که کیا بعد از ۱۴ سال به خانه بازگشته هواداری روی سکو نیست تا به چهره محبوب تمام این دو دهه که خاطراتی خوش در ذهن اهالی فوتبال و پرسپولیسی جماعت نقاشی کرده، خوشامد بگوید اما آنجا و در شب بازی با فولام برای بازگشت تیتی جشن میگیرند و یک استادیوم ۸۰ هزار نفری به پایش بلند میشوند تا بازگشت اسطوره را حتی برای ۲ ماه پاس بدارند و ارزش بگذارند.
تندیس تیری آنری در کنار تونی آدامز و هری چاپمن سه اسطوره از سه نسل متفاوت آرسنال روی سردر ورزشگاه امیریتس خودنمایی میکند ضمن اینکه روی دیوار ورزشگاه و در تابلوهایی که سراسر دیواره استادیوم را پوشانده تصویری ظاهر میشود که ستارگانی مثل پل مرسون، روبرت پیرس، تیری آنری، تونی آدامز، رادفورد و… صف شدهاند و هوادار آرسنال قبل از ورود به ورزشگاه فقط با تماشای این صحنه دچار غروری شیرین میشود، با این محتوا که «یک تاریخ پشت تیم محبوب من بوده، پس من آرسنال را دوست دارم، حتی اگر ۷ سال جام نگرفته باشد و…» اینجا اما این اتفاق نمیافتد؛ اسطوره باید از هزار پیچ و خم عبور کند تا شش ماه بعد از آنکه خود تمایلش برای بازگشت به خاستگاهش را علنی کرده به تیم خود برگردد. خبری از استقبال آنچنانی نیست و حتی یک مراسم کوچک هم برایش گرفته نمیشود، فقط خوشامدگویی چند همتیمی است و دیگر هیچ. اینجا خبری از تندیس و تصاویر ماندگار و غرورانگیز روی دیواره ورزشگاه خانگی نیست چراکه انگار بلد نیستیم اسطوره بسازیم و تنها در زمان درماندگیشان، به وجوه اسطورگیشان و کارهای بزرگی که کردهاند میپردازیم. فقط آن روزهاست که تصاویر بهترین لحظات عمرمان که اسطورههایمان ساخته بودند جلوی چشممان میآید. اینجا دوست نداریم، نمیخواهیم یا نمیدانیم وگرنه حتما میتوانیم حداقل تصاویری از اسطورههایمان جلوی چشممان باشد.