سر همه را خورد تا سرش را بر باد دهد
برش هایی از زندگی مشترک استیلی و پرسپولیس
مرجع خبری پرسپولیس : حمید استیلی در دوران بازیگری پسر کمحرف و بیحاشیهای بود. اما زمانی که او کار مربیگری را شروع کرد داستان حسابی عوض شد.
شاگرد وفادار سلطان!
حمید استیلی با پاس تهران در فوتبال ایران چهره شد. برای اولینبار در سال ۶۳ به تیم ملی دعوت شد و برابر شوروی سابق اولین بازی ملی خود را انجام داد. پس از حضور هشت ساله در پاس در لیگ آزادگان ۷۲-۷۱ توسط پروین پرسپولیسی شد. جالب اینکه سلطان پیراهن شماره ۷ را که به خودش تعلق داشت را هم به حمید بخشید! پس از یکسال بازی برای پرسپولیس با جدایی پروین او هم تیم را ترک کرد و به بهمن کرج رفت. او اما چند سال بعد و با آغاز لیگ آزادگان ۷۸-۱۳۷۷ بار دیگر با سلطان به پرسپولیس برگشت و تا زمان رفتن دوباره پروین قرمزپوش ماند و در سال ۱۳۸۳ و در بازی با سپاهان از فوتبال خداحافظی کرد. در تمام مدتی که پیراهن پرسپولیس را بر تن داشت شماره ۷ میپوشید. تنها در یک مقطع که قرار شد به احترام سلطان شماره ۷ بایگانی شود استیلی شماره ۲۵ و به عبارت درستتر ۵+۲ را پوشید!
مزد وفاداری!
حمید همانطور که توسط علی پروین به تیم ملی و سپس پرسپولیس رفت، مربیگری را هم زیرنظر سلطان آغاز کرد! در سال ۸۴ او زیر سایه سلطان و در کنار راینر سوبل آلمانی در کادرفنی پرسپولیس جای گرفت و خیلی زود از دوران بازیگری وارد دنیای مربیگری شد. بسیاری بر این باورند که حمید مزد و پاداش وفاداری به سلطان را گرفت! استیلی در مصاحبههای خود هم همواره علی پروین و حمید درخشان را الگوی فنی خود معرفی میکرد.
از گل قرن تا مشت به صورت نوازی
اتفاقات ویژه و به یادماندنی دوران بازیگری حمید استیلی تنها به چند مورد محدود میشود. حمید ۱۶ گل ملی را در کارنامه خود دارد که مهمترین آن توپی است که به زیبایی هر چه تمامتر با ضربه سر وارد دروازه آمریکا کرد. این گل آنقدر اهمیت داشت و زیبا بود که فیفا به آن لقب گل قرن را داد. به هر شکل بهار سال ۷۷ تاریخیترین و به یادماندنیترین لحظه فوتبالی استیلی شکل گرفت. گل استیلی به آمریکا باعث شد مورد تقدیر رهبری هم قرار بگیرد. تصویر اشک ریختن و گریههای استیلی پس از آن گل هم دیدنی و به یادماندنی بود. اما حدود دو سال بعد و در داربی رفت سال ۷۹ اتفاقی رخ داد که آن هم فراموشنشدنی است. زدوخورد او با محمد نوازی باعث شد در کنار برومند، نوازی و تارتار یک شب در بازداشتگاه بماند! البته در کارنامه استیلی درگیری و زدوخورد شدید با علیرضا منصوریان در تمرین تیم ملی در دهه ۷اد هم دیده میشود.
زیر سایه شهریار
حمید استیلی در کارنامه ملی خود ۸۲ بازی ملی و ۱۶ گلزده را دارد. در جام ملتهای سال ۲۰۰۰ پس از احمدرضا عابدزاده طبق روال بازوبند کاپیتان تیم ملی به او میرسید اما در اتفاقی عجیب بازوبند به بازوی علی دایی بسته شد و حمید زیر سایه شهریار ماند. البته مشخص نشد آن سال در لبنان چه گذشت، اما هرچه که بود استیلی در رختکن خودش بازوبند را به دستان دایی بست!
کمک همه مربیان قرمز
استیلی در دوران مربیگری تقریبا با تمام سرمربیان پرسپولیس مشکل داشت. تنها علی پروین و آری هان که عمر حضور این هلندی هم در پرسپولیس بسیار کم بود، با حمید مشکل پیدا نکردند! در لیگ چهارم حرفهای دل رانیر سوبل آلمانی از دست حمید و فرزین، داماد سلطان و عضو آن زمان کادر فنی خون بود. هر چند این مربی ترغیب شده بود تا علیه پرسپولیسیها مصاحبه نکند، اما سوبل در برنامه نود علیه دستیاران خود دست به افشاگری زد. او میگفت فرزین صحبتهایش را به شکل دیگری ترجمه میکرد و به بازیکنان میرساند. در مورد استیلی هم به این نکته اشاره کرد هر چه به بازیکنان پرسپولیس میگوید، با یک فریاد استیلی عوض میشود و همهچیز بههم میریزد! در نهایت هم استیلی ماندنی شد و سوبل رفتنی.
پس از مربی آلمانی نوبت به دنیزلی رسید. کار این مربی بزرگ ترکیهای با استیلی به جایی رسید که سرانجام حکم به اخراج حمید داد! دنیزلی هم اتهاماتی را متوجه دستیار خود میکرد که پیش از این سوبل مدعی آنها شده بود. در لیگ هفتم حرفهای با آمدن دوست قدیمی و ۲۰ ساله استیلی یعنی حبیب کاشانی، او دوباره به عنوان مربی به پرسپولیس برگشت. آنطور که خود استیلی ادعا و البته کاشانی هم تایید میکند، قرار بود افشین قطبی دستیار و حمید سرمربی شود. لیست خرید و جمع و جور کردن نفرات و تمرینات آمادهسازی پیش از فصل هم توسط استیلی صورت گرفت. اما به دلایلی ورق بازی برگشت و قطبی سرمربی و استیلی مربی شد. در طول فصل هم رابطه این دو نفر بسیار بد و پرتنش بود. در آخر کار هم حمید مدعی شد این او بود که پرسپولیس را قهرمان کرد، نه قطبی!
اما با پایان لیگ هفتم حرفهای و با رفتن اجباری کاشانی به واسطه اختلاف با علیآبادی رییس وقت سازمان تربیتبدنی، حمید هم رفتنی شد و سه سال تمام از پرسپولیس دور ماند.
باندبازی علیه امپراتور!
در لیگ ششم حرفهای افشین قطبی مدعی بود باندی علیه او شکل گرفته است. باندی که رییس آن حمید استیلی و شیث رضایی، نیکبختواحدی، عباس آقایی و محمدرضا مامانی اعضای آن معرفی شدند. از برخی رفتار و گفتار این نفرات هم مشخص بود که اصلا رابطه دوستانهای با قطبی ندارند. مثلا عباس آقایی وقتی گل میزد در آغوش استیلی جا میگرفت و به قطبی بیمحلی میکرد! در پایان لیگ هفتم هم از این جمع تنها نیکبختواحدی با قطبی ماندنی شد و چهار نفر دیگر پرسپولیس را ترک کردند!
* مهدی اسماعیل پور