
دایی باش، بباز و تشویق شو؛ استیلی باش و همیشه تخریب شو
نگاهی متفاوت به سکوهای سرخ و بیصبری عجیب هواداران
مرجع خبری پرسپولیس : داستان هواداران پرسپولیس داستان عجیبی است؛ آنهایی که دایی را پس از ۵ شکست متوالی تشویق میکردند امروز در بازی سوم استیلی را بیغیرت مینامند.
این یک برداشت آزاد است. به گزارش مرجع خبری پرسپولیس؛ در تحریریه ورزشی خبرگزاری فارس همکارانی دارم که معتقدند باشگاه پرسپولیس با علی دایی برخورد منصفانه ای نداشت و اگر این روزها سرخپوشان روزهای خوبی ندارند.
به دلیل همان رفتارهای باشگاه با سرمربی فصل گذشته این تیم است و البته همکارانی هم هستند که رفتار باشگاه را در قبال علی دایی کاملا حرفه ای توصیف می کنند و معتقدند دایی با زیاده خواهی خود سرمربیگری این تیم را از دست داد.
این نوشته نه از روی تعصب به پرسپولیس است و نه دشمنی با این تیم مردمی. اگر امروز تصمیم گرفته ام این مطلب را به نگارش درآورم به دلیل مشاهده رفتارهای عجیب هواداران پرسپولیس و البته چهره یخ کرده حمید استیلیای بود که به واقع شب گذشته ساعت های تنهایی بدی را سپری کرد.
من نه تنها دوست دارم پرسپولیس نتیجه بگیرد بلکه از موفقیت استیلی شادمان هم می شوم. این نه از روی علاقه شخصی به استیلی است نه حتی تیم. این حق حمید استیلی است پس از دستیاری مربیانی مثل آری هان، دنیزلی و قطبی اکنون که نیمکت مربیگری پرسپولیس را به دست آورده موفق شود. او به لحاظ فنی مگر از مربیان سابق این تیم حتی از خود علی دایی که دو بار توانسته قهرمانی جام حذفی را کسب کند چه کم دارد؟ چه بسا که سرخپوشان نسبت به فصل گذشته بازی روان تری را نمایش می دهند. البته ایرادهایی هم هست که با توجه به حضور در هفته های ابتدایی بازی ها مشاهده چنین اشکالاتی نمی تواند مایه تاسف باشد. پرسپولیس مقابل شهرداری تبریز بازی خوبی انجام نداد. حتی بدتر از بازی با ملوان و شاهین بود اما آیا شعارهای منفی از نیمه اول بر کیفیت بازی بازیکنان تاثیر نگذاشت؟ آیا انگیزه ای برای کسی در این تیم گذاشت؟
ظاهرا هواداران، البته به اصطلاح هواداران پرسپولیس فراموش کرده اند که در زمان مربیگری علی دایی نیز هفته ها طول کشید تا تیم شکل واقعی خود را پیدا کند و حتی با وجود سپری شدن هفته ها هرگز مسابقه ای نبود که به لحاظ نمایش فوتبالی لذت و شعف یک فوتبال ناب در دل هوادار ایجاد کند. زحمات علی دایی در پرسپولیس بر کسی پوشیده نیست. او مرد سختکوشی است. بابت این سختکوشی همیشه او را تحسین کرده ایم و برای او هورا کشیده ایم اما این دلیل بر این نیست که مربی دیگری را تا این حد تضعیف کنیم؟
تاکید می کنم که زاویه دیدم به جریان های اتفاق افتاده در پرسپولیس دید هواداری نیست. به همان میزان که دوست دارم تیمی مثل پرسپولیس با حمید استیلی موفق شود به همان میزان هم از پیروزی های تراکتورسازی با امیر قلعه نویی این مرد خوش فکر و کار بلد لیگ برتر خوشحال می شوم. از وجود مربی تازه کار و با انگیزه ای مثل ویسی در صبای قم لذت می برم و اینکه توانسته تلفیقی از بازیکنان جوان و با تجربه را اینچنین هماهنگ کنار هم به بازی بگیرد.
از سایپا با مجید صالح و جسارتش خوشم می آید و دوست دارم او هم در اولین سال سرمربیگری اش موفق باشد. از نوع فوتبالی که بوناچیچ در سر دارد و و سپاهان متحول شده اش لذت می برم. از ذوب آهن با تفکرات تاکتیکی ابراهیم زاده مشعوف می شوم و در حسرت این هستم که کاش این مرد تاکتیکی برای یک بار هم شده به جای نایب قهرمانی طعم قهرمانی را بچشد.
از استقلال و مردان کهکشانی اش هم لذت می برم و از موفق شدن ستاره های آبی به وجد می آیم. از هلهله بوشهری ها و آبادانی ها که تفریحی جز فوتبال ندارند شادمان می شوم. حتی با وجودی که به عملکرد و رفتارهای علی دایی در پرسپولیس انتقادهای زیادی وارد می دانم با این حال از اینکه با حضورش در راه آهن به تیمی که همیشه برای سقوط نکردن می جنگیده شخصیت داده خوشحال هستم و دلم می خواهد دایی اگر جُنمی در مربیگری دارد روی نیمکت این تیم نشان و اینگونه به منتقدانش پاسخ دهد.
نگاه مشعوفانه به فوتبال و بی طرفی در نقد تیم ها را از استادم اردشیر لارودی که همواره به شاگردی او مفتخر بوده ام، یادگرفته ام اما شب گذشته پرسپولیس ساعت های تلخی را گذراند و رفتارهای یکسویه هواداران این تیم من را بر آن داشت تا این مطلب را به نگارش در آورم. این را از بابت شکست خانگی مقابل شهرداری تبریز نمی گویم. شنیدن شعار هواداران پرسپولیس و مقابله آنها با تیم محبوب خود از اتفاقات نادری بود که سرانجام برای هواداران سرخپوش اتفاق افتاد تا دیگر نتوانیم علاقه مندان به این تیم را جز معدود هوادارانی بدانیم که تحت هر شرایطی خود را علاقه مند به تیم می دانند نه شخص خاص. زمانی این انتقاد به هواداران استقلال می شد که از چهره های خاص روی سکوها دفاع می کردند اما اکنون آبی ها دست اتحاد به هم داده اند و پرسپولیسی ها جای آنها را گرفته اند.
به هیچ وجه قصد نقد علی دایی دایی و اینکه چرا او در یک سال اخیر به چهره محبوب هواداران پرسپولیس تبدیل شده را ندارم. پر واضح است که در یک سال اخیر به یکباره چهره علاقه مندان به پرسپولیس دستخوش تغییراتی شده که در تاریخ فوتبال این باشگاه سابقه نداشته است. همواره از این هواداران به عنوان نمادی از تعصب و حامی واقعی یاد می شد. هنوز دیر زمانی از روزهایی که امثال دنیزلی، قطبی، وینگادا و کرانچار در این تیم حضور داشته نگذشته است. هنوز حافظه تاریخی مان ایراد پیدا نکرده تا وقایع اتفاق افتاده در زمان مربیگری این نفرات را فراموش کنیم. هوادار پرسپولیس همیشه به صبوری شهره بوده است.
پرسپولیس زمان دنیزلی چهار گل از حریفان می خورد اما هفته های بعدتر تعداد هوادارانی که در ورزشگاه حضور پیدا و تیم را تشویق می کردند بیشتر می شد. سرخپوشان زمان قطبی که نسبت به زمان حضور دنیزلی فوتبال کم کیفیت تری به نمایش می گذاشتند هم شکست را تجربه کردند به طوری که نزدیک بود قهرمانی از دست برود اما باز تیم را تنها نگذاشتند و تیم را تشویق کردند. زمان وینگادا و کرانچار هم که تیم وضعیت مطلوبی نداشت این تیم بود که تنها نبود اما در یکی دو سال اخیر چه بر سر این علاقه مندان آمده که همه چیز معطوف به یک نفر شده است؟
باید یقه چه کسی را گرفت؟ باید تمامی جریانات سکوها را یک حرکت خودجوش نامید؟ بی تردید باور خط دادن به ۷۰ هزار تماشاگر کار سختی است. حق هم هست که باورش سخت باشد. کمتر پیش آمده در ورزشگاه آزادی تعداد مخالفان تیم به کل ورزشگاه سرایت کند و همه با هم تیم و سرمربی خود را بی غیرت بخوانند و این آفت، هواداران پرسپولیس را گرفت.
باید منطقی و واقع بین بود. ریشه این معضل جدید را باید از یک سال گذشته پیدا کرد. جایی که شکاف بین دایی و کاشانی آغاز شد. همان روزهایی که هواداران پرسپولیس به یکباره با وجود باخت های تیم و بازی های بد و یا حتی گلزنی بازیکنان، فقط نام دایی را بر سکوها جاری ساختند. این تخم لق و غلط از همان روزها در روی سکوهای پرسپولیس کاشته شد و متاسفانه کار به جایی رسیده که به قول برخی همکاران کاش پرسپولیس برای فصل جاری هواداری نداشت. هواداری که چشم خود را می بندد و گوشش را به دست عده ای سوء استفاده گر می دهد، همان بهتر که در ورزشگاه نباشد.
پرسپولیس سال گذشته ۵ بازی پشت سر هم باخت که در تاریخ این باشگاه بی سابقه بود و تعداد شکست هایش در لیگ برتر دو رقمی شد و به عدد ۱۰ رسید. پرسپولیس در آسیا در جمع ۴ تیم چهارم شد اما همین هواداران دست از حمایت تیمشان نکشیدند و دایی را تشویق کردند. آنها به دایی فرصت دادند و این مربی برایشان قهرمانی آورد، حالا چه شده است که از دقیقه ۷۰ بازی اول در لیگ و از نیمه اول دیدار با شهرداری تبریز علیه تیمشان شعار می دهند. آیا آنها نمی دانند دایی هم اکنون سرمربی راه آهن است و مسئولیت دارد؟ پس با این حساب تشویق دایی چه سودی برای پرسپولیس دارد؟ هوادار پرسپولیس چه فکری می کند که این کار را انجام می دهد؟ آیا آنها پیش خود فکر کرده اند که این کار چه سودی برای تیمشان دارد؟ اگر از آنها بپرسید که چرا این کار را انجام می دهند شاید بگویند می خواهیم به نحوه عملکرد مسئولان باشگاه اعتراض کنیم ولی آیا این کار منجر به موفقیت پرسپولیس می شود؟ آیا پرسپولیس با این اعتراض ها نتیجه می گیرد و قهرمان می شود؟ چرا کار به جایی رسیده که همه که روزی آرزوی حضور پرشمار تماشاگران در ورزشگاه را داشتند اکنون از اینکه ۷۰ هزار هوادار در ورزشگاه حضور دارند دلهره و استرس دارند و کار به جایی رسیده که خیلی ها می گویند اگر پرسپولیس بدون تماشاگر بازی کند، بهتر است؟ چطور است که دایی پس از ۵ شکست متوالی تشویق می شود اما همین تماشاگر استیلی را در بازی سوم بی غیرت می نامد؟
علی کریمی شب گذشته به موارد بسیار کلیدی اشاره کرده است. شاید علی دایی هم دوست نداشته باشد اینچنین در فریادهای هواداران به ظاهر ناراضی پرسپولیس باشد اما دایی بداند که هستند افراد چاپلوس و متملق گویی که برای عزیز کردن خود نزد او منافع ۳۰ میلیون نفری را نادیده می گیرند و کام یک تیم را اینچنین تلخ می کنند.
بی تردید شب گذشته پرسپولیس نمایش خوبی در بعضی از دقایق بازی نداشت. ایرادهای فنی به این تیم وارد است.گویی در این تیم جز علی کریمی کسی توان دویدن نداشت. این خود بحث می خواهد و نقد فنی. اتفاقی که باید در کمیته فنی باشگاه رخ دهد و ساعت ها روی آن بحث و بررسی شود اما چه کسی باید فرهنگ غلط سکوهای تیم را بررسی کند.
آیا نباید به کاشانی بابت بروز این رفتارها خرده گرفت؟ کانون هواداران باشگاه چه زمانی می خواهد وارد عمل شود؟ آیا لیدرهای این باشگاه شب گذشته بر جای خود خشکشان زده بود؟
به طور حتم حضور ۷۰ هزار نفری هواداران در ورزشگاه آزدی گویایی تمامی هواداران این تیم در سرتاسر ایران نیست و هستند تماشاگرانی که به هیچ وجه رفتار شب گذشته هواداران این تیم را نپسندیدند.
سال هاست که بر طبل می کوبیم فرهنگ هواداری در ایران هیچ رنگ و بویی ندارد. در هیچ کجای دنیا هواداران تیم های محبوب اینچنین تیم خود را تنها نمی گذارند تا از سرمربی فصل گذشته خود حمایت های مشکوک کنند.
حمید استیلی روزهای سخت تری را باید انتظار بکشد. اگر قرار باشد این ناآرامی های مشکوک و بی سابقه ادامه داشته باشد و چاره ای منطقی برای آن پیدا نشود بی شک نه او و نه مربی دیگری که قرار است روی این نیمکت باشد نمی تواند روی خوشی را ببیند. هواداران عزیز منصف باشید. آیا روزی که حمید استیلی با پیراهن تیم ملی گل قرن را به ثمر رساند او را بی غریت می خواندید؟ چطور توانستید به کسی لقب بی غیرت بدهید که همواره با پیراهن پرسپولیس و تیم ملی با جان و دل بازی کرده و به مانند هر مربی دیگری که نیمکت داغ سرخپوشان نصیبش شده با ولع آن را پذیرفته او را تنها گذاشتید؟
به نظر می رسد دچار فراموشی مطلقی شده اید. فراموشی از نوع بی معرفتی و بی مهری. چطور حاضر شدید برای علی دایی وقت بگذارید و او را با وجود بازی های ضعیف تحمل کنید و این حق را برای مربی دیگری قائل نیستید؟ این روش برخورد درست نیست، درست هست؟
گزارش از مهستا اخباری