
مربیان خارجی؛ بنزین حرکت یا هیزم آتش اختلاف؟
مرجع خبری پرسپولیس : فیلمی که امسال روی پرده فوتبال ایران به اکران در میآید، سناریوی تازهای ندارد، فقط اسم و نقش برخی از کاراکترهای فیلمنامه جابهجا شده است.
۱) هنوز یک هفته کامل از حضور میشاییل هنکه و زومدیک در ایران نمیگذرد که بازار شایعات مربوط به آنها در محافل فوتبالی کاملا داغ شده است. از باشگاه استقلال خبر میرسد عضویت هنکه در جمع آبیپوشان چندان به مذاق پرویز مظلومی خوش نیامده
و سرمربی این تیم را بابت به مخاطره افتادن احتمالی موقعیت شغلی و نیز حدود اختیارات فنیاش نگران کرده است.
رسانهها از اخمهای گره کرده مظلومی، مقارن با اولین حضور هنکه در تمرینات خبر دادهاند و نیز ناخشنودی وی از تماشای دستیار آلمانیاش با لباس شخصی را تایید کردهاند. آنسوتر، اگرچه هنوز حضور زومدیک در پرسپولیس این اندازه التهاب ایجاد نکرده، اما این مساله نیز چندان خالی از حاشیه نبوده و در گام اول، برخی از منابع خبری در مورد نارضایتی محمد مایلیکهن از این انتصاب گمانهزنی کردهاند. این اخبار تایید نشده در حالی جذب زومدیک را مغایر با اراده و میل مدیر فنی سرخپوشان تفسیر کردهاند که همه میدانیم محمد مایلیکهن هرگز با فوتبالیستها و مربیان خارجی میانه خوبی نداشته است. در این شرایط، به نظر میرسد کماکان باید منتظر اخبار تکمیلی در مورد حواشی حضور آلمانیها در پرسپولیس و استقلال بمانیم و حکایت همکاری مسالمتآمیز و کاملا عادی هنکه و زومدیک با سرخابیها را به این آسانیها باور نکنیم.
۲) قصه بروز شکاف و اختلاف در کادر فنی آن دسته از تیمهایی که از مربیان ایرانی و خارجی سود میبردهاند، در کشور ما هرگز حکایت تازهای نبوده است. سالهاست که همکاری مربیان داخلی و خارجی در ایران، یک تعامل مناقشهبرانگیز و مملو از سوء تفاهم از کار در میآید. به ندرت میتوان در تاریخ معاصر فوتبال کشورمان تیمی را پیدا کرد که با ترکیب مربیان بومی و وارداتی، به موفقیتی چشمگیر دست یافته باشد. معمولا خاطرهای که به صورت غالب از این قبیل همکاریها در ذهن علاقهمندان به فوتبال باقی مانده، به سلسله دعواها و سوءظنهای اعضای ایرانی و خارجی کادرهای فنی مختلف مربوط میشود؛ مجادلاتی که در بسیاری از مواقع، به جدایی زودهنگام یکی از طرفین منجر شده است. با این اوصاف،به نظر میرسد امسال هم یک بار دیگر باید شاهد تکرار این قصه قدیمی باشیم، البته با سروشکلی متفاوت!
۳) فیلمی که امسال روی پرده فوتبال ایران به اکران در میآید، سناریوی تازهای ندارد، فقط اسم و نقش برخی از کاراکترهای فیلمنامه جابهجا شده است. اگر در گذشته این سرمربیان خارجی بودند که با دستیاران ایرانیشان به مشکل بر میخوردند و طعم «گس» سوءنظر و کارشکنیهای برخی از آنان را میچشیدند، حالا جایگاه شخصیتها تغییر کرده و نوبت به سرمربیان داخلی رسیده است که همان سوء تفاهم تاریخی را با دستیاران برون مرزیشان تجربه کنند! تا دیروز، امیر قلعهنویی به عنوان کمک مربیساز اختلاف با رولند کخ را کوک میکرد، اما امروز این پرویز مظلومی است که باید در کسوت سرمربی، حواسش به تحرکات احتمالی دستیار موبورش باشد. کمی آنسوتر اما، اگر حمید استیلی سالها به عنوان دستیار، سلطان به زانو درآوردن سرمربیان تیمش لقب گرفته بود و از خجالت مردانی مثل دنیزلی و سوبل و آریهان در میآمد، حالا خودش باید آماده لمس چنین فضایی، در مجاورت با یک نام معتبر آلمانی باشد! نکته مهم در این میان آن است که متاسفانه جامعه فوتبال ما هنوز به آن درجه از بلوغ فکری نرسیده که بتواند با رفع سوءتفاهمها، فضای سالمی را آماده کند که در آن صرف هزینهای گزاف برای جذب مربیان خارجی، منجر به یک همکاری ایدهآل و استفاده از تجارب فنی ارزنده آنها شود. ما هنوز درگیر همان مشکل همیشگی هستیم؛ کلی پول میدهیم، زحمت میکشیم، مربی خارجی میآوریم، اما به جای بهرهبرداری از دانش او، تیممان را تبدیل به میدان یک جنگ بزرگ و خانمان برانداز میکنیم.
۴) روی آوردن تیمهای ایرانی به استفاده از دستیاران خارجی، امیدوارمان کرده بود فوتبال باشگاهی کشورمان به دستاوردهای فنی ارزشمندتری برسد و در عین حال، یاری بیشتری به سرمربی نامدار تیم ملیمان برساند. با این وجود، شواهد و قرائن نشان میدهد چندان نباید خوشبین باشیم. انگار قرار است همان حکایت تلخ حکمرانی سوء تفاهمها بر این قبیل همکاریها ادامه داشته باشد و مربیان خارجی به جای بنزین حرکت به جلو، هیزم آتش اختلاف در فوتبال ایران باشند!
نویسنده: رسول بهروش