
خاک پرسپولیس، بقای عمر شما
انا لله و انا الیه راجعون
مرجع خبری پرسپولیس : این، سوگنامهای است برای مرگ یک خاطره زیبا، یک عشق باشکوه، یک تیم فوتبال، یک پرسپولیس سابقا بزرگ!
اگر مرگ یک انسان در ملا عام فاجعه باشد – که هست – تکه تکه شدن عشق چند میلیون آدم بختبرگشته بیپشت و پناه، اسمش چیست؟
آقای مدیران فوتبال مملکت، اگر به تریج قبایتان برنمیخورد، اگر تذکر نمیدهید، توقیف نمیکنید، خشم نمیگیرید و اگر گوشه ابروان مبارکتان گره نمیافتد، بدانید و آگاه باشید که دیروز در غرب تهران، یک «پرسپولیس» به قتل رسید، نفله شد، از پا درآمد. چه میگوییم؟«قتل»؟!
نه، ببخشید، مرگ شرف دارد به کیسه بوکس شدن تیمی که رقبا جرات نداشتند نیم ساعت اول بازی به چشمش نگاه کنند، به پنج بار پشتسر هم باختن تیمی که قبلترها پنج بار مساوی کردنش در کل فصل، شگفتی سال بود، به چهار تا چهار تا خوردن تیمی که روزگاری پیراهن گلرش در خیلی از بازیها خاکی نمیشد. مرگ به این روزگار پرسپولیس شرف دارد دوستان؛ به روزگاری که از ۳۰ میلیون مردقرمزش، فقط چندصد حنجره مانده که آن هم هر روز به شکلی بازیچه دست بوقچیها میشود. پرسپولیس مرد، هزینه شد، هزینه آنها که میخواستند اسم درکنند، بزرگ شوند و برای خودشان سری میان سرها دربیاورند.
دوست داشتند «مدیریت بازی» کنند، آن هم با حکم عزل و نصب صادر کردن برای انهمه مرب ط فقط چند سال. میخواستند دلشان را از گچ و تخته و خطکش و ترکه بکنند و به لنز و فلاش و قاب تصویر و جلد روزنامه ببندند. میخواستند قد بکشند، حالا چه باک اگر این قد کشیدن، ریشه اسمی را بخشکاند که روزگاری ورزشگاه آزادی هم برایش کوچک بود، اما حالا فدراسیون و سازمان لیگ به سمت ورزشگاه منزوی تختی راهنماییاش میکنند تا بازی لیگبرتریاش را کنار پادگان افسر وظیفهها برگزار کند… خدایش بیامرزد!
پرسپولیس مرد، هزینه شد، هزینه آنها که همه حواسشان پی مدالها گوانگجو بود و یادشان رفت، تیم فوتبال تحت مالکیت شان خدای ناکرده مدیرعامل میخواهد، هیاتمدیره میخواهد، مسوولانی که یک سال و نیم است در محبوبترین تیم این مملکت «موقت » هستند و هنوز تکلف فرداخودشان را نمدانند کهقهرمان ،جام واعتبار کسب شده با هنر مدرت شاننصبچه کس مشود.
پرسپولیس مرد، هزینه شد، هزینه طرز تفکری که تصور میکرد «فوتبال دو قطبی» یکجور فحش ناجور خانوادگی است که از نشانههای طاغوتزدگی و غربگرایی به حساب میآید و به همین خاطر باید کلکش را کند. همین شد که سوگلیهای شهرستانی از برکت گردش چرخدندههای کارخانجات عظیم کشور، جان گرفتند و چهار تا چهار تا به پرسپولیس و استقلال زدند، اما سرخابیها لنگ صنار صنار خرج و مخارج یومیهشان ماندند و از تله پروندههای ریز و درشت مالیشان در فیفا خلاص نشدند و سو آدم ها شبه عابر بانک دست دراز کردند .سلام فوتبال پوچ صفر قطبی. خدایش بیامرزد!
پرسپولیس هزینه سرمربی جوانی شدکه نخواست قبول کند خود انسان هم در زندگیاش گاهی میتواند مقصر باشد، حتی اگر دلش نخواهد، مردی که هیچ بلندتری از قامت خودش را تحمل نکرد. خدایش بیامرزد!
پرسپولیس مرد، هزینه شد، هزینه سیستم دولتی که نخواست قبول کند وقتی از مخابرات و بانک تا کارگاههای کوچک را به درست واگذار میکند، باید قید تیمداری در فوتبال را هم بزند و به کارهای دیگرش بپردازد. دولت که دو سال آزگار است حکم رییس جمهورش را هم برای فرستادن پرسپولیس و استقلال به صف «بخش خصوصی» نادیده میگیرد. مجموعهای که اگر از جنس مردم بود، با اشکهای آنها باید خون گریه میکرد، اما نمیکند. خدایش بیامرزد!
پرسپولیس مرد، هزینه شد، نابود شد، از هستی ساقط شد؛ اما چه باک، هرچه خاک آن مرحوم است، بقای عمر «آقامدیرها» باشد!
رسول بهروش