
چشمش کور افتخار نمیآفرید!
مرجع خبری پرسپولیس : «۲۰ تا کار خوب در ورزشگاه یادگار امام (ره) انجام شده بود ولی شما فقط دو کار بد را میبینید.» این جملهای است که میر معصوم سهرابی، مدیرعامل شهرداری تبریز به کرات طی چند روز گذشته در برنامههای مختلف رادیویی و برنامه نود تکرار کرده است.
گویا ایشان با تمام وجود دست پیش گرفته تا پس نیفتد و به نوعی بتواند فحاشی دو ساعته تماشاگران بازی شهرداری – پرسپولیس را نسبت به میهمان تهرانی رفع و رجوع کند. البته جناب مدیرعامل آنقدر دیوار حاشای کوتاهی دارد که بلافاصله در ردیف کارهای خوب میگوید: «میخواستیم از کریم باقری تجلیل کنیم ولی به علت جو نامناسب نتوانستیم این کار را انجام دهیم.»
توجه کنید که به علت جو نامناسب موفق به تقدیر نشدند و این جو نامناسب در همان ابتدای بازی بر ورزشگاه حاکم بوده است. نکند اینجا هم کریم باقری مقصر بود که از شروع گرم کردن تیمی فحش خورد و ناسزا و ناروا شنید؟
جناب سهرابی در عین حال ضمن توجیه عجیبی مبنی بر احتمال استقلالی بودن ۲۰ هزار نفری که فحاشی میکردند (باور اینکه ۲۰ هزار استقلالی در تبریز حضور داشته باشند، خیلی سخت است) مدعی میشود که این فحاشیها عکسالعمل طبیعی تبریزیها به حوادث دیدار پرسپولیس – تراکتورسازی در هفته اول است، اولا که این مورد با شائبه استقلالی بودن فحاشیها در تضاد است ثانیا ای کاش یک نفر پیدا میشد و میگفت در حوادث دیدار پرسپولیس – تراکتور شروعکننده کدام گروه بودند؟
آیا غیر از این بود که قبل از شروع مسابقه پیست تارتان در مقابل جایگاه طرفداران تراکتورسازی با ساندیسهای اهدایی سایپا مفروش شده بود؟ که در آن مسابقه تبریزیها به علی دایی و تیم پرسپولیس فحاشی نکردند؟ آیا در هفته نخست صندلیهای متعلق به طرفداران تبریزی آتش زده نشد؟ اصلا یک لحظه فرض بر این میگیریم که تبریزیها در آن مسابقه دست از پا خطا نکردند و فقط طرفداران پرسپولیس بودند که فحاشی کردند، آیا جواب فحش را باید دو ماه بعد و در جایی دیگر با فحش داد؟
از جمله حرکات فرهنگی خوب مورد اشاره مدیرعامل شهرداری چاپ جمله «جانم فدای قرآن» روی کاغذ و دادن آن به دست تماشاگران بود که ای کاش این کار انجام نمیشد چون فداییان قرآن دو ساعت تمام برخلاف نص صریح کتاب آسمانی، انواع و اقسام فحشها را نثار دایی و باقری، دو آذری زبان پرسپولیس کرده و با بطری پلاستیکی و سنگ به طرف حبیب کاشانی حملهور شدند و حرمت قرآنی که نامش را بر دست داشتند، شکستند.
البته به نظر میرسد در این مقوله جناب سهرابی خود را به در و دیوار میزند تا در روز دفاع از قرآن توسط اهالی فوتبال کارنامه سیاه شده تماشاگران شهرداری تبریز را کمی خاکستری فرماید چون میگوید:«مگر هر کسی به ورزشگاه آمده بود طرفدار شهرداری بود؟ تیم ما کلا دو تا سه هزار نفر بیشتر طرفدار ندارد!» با این حساب ۱۸-۱۷ هزار نفر بقیه فقط برای فحش دادن به ورزشگاه آمده بودند و هیچ ربطی به شهرداری نداشتند!
اصلا تقصیر گربههای کوچه کاشانی بوده که ۲۰ هزار نفر ناگهان اخلاق را حراج کرده و دو ساعت تمام انواع و اقسام فحش و ناسزاها را نثار فرزندان برومند و افتخارآفرین آذربایجان کردند! نه که خود تبریزیها بعد از کریم باقری، ۲۰ بازیکن در تیم منتخب جهان داشتند، افتخارآفرینیهای این مرد خوشاخلاق تبریزی را نادیده گرفتند و او را فحش باران کردند تا بعد در خیابانی که به نامش کردهاند قدم بزنند و هوا بخورند!
کریم و دایی شانس آوردند که فعلا در فوتبال ایران و تبریز کسی بهتر از آنها و حتی در حد نصف شایستگی آنها ظهور نکرده وگرنه بدون شک سالم از تبریز خارج نمیشدند! اصلا همه اینها تقصیر خودشان است که فوتبال آذربایجان را پرآوازه کردهاند تا اکنون فحش بخورند! چشمشان کور و دندشان نرم! میخواستند افتخارآفرینی نکنند تا حالا هم فحش نخورند!
نویسنده: آرش رستم نمدی