و حالا اوج خطرناک
چهارشنبه ۹ بهمن (۱۱:۰۳)
مرجع خبری پرسپولیس : در حاشیه کسب رای اعتماد نود از مخاطبان .
کلی ذوق کرده بود. وقتی تصویر استوانههای نمایشگر پیامهای کوتاه پخش میشد و اعداد بهسرعت برق از سر و کول هم بالا میرفتند عادل فردوسیپور در پوست خودش نمیگنجید. انگار داشت از زمین و زمان انتقام میگرفت. هرچند تعداد کسانی که اعتقاد دارند این پیروزی فقط متعلق به عادل و برنامه ۹۰ است و به سایر بخشهای صداوسیما ربطی ندارد کم نیستند ولی در پروسه زمانی فعلی رایاعتماد مخاطبان به برنامه ۹۰،رای اعتماد به کل برنامههای صداوسیما نمایانده میشود. نکته مهم اما، زیرپوست این آمار وجود دارد. (لطفا عصبانی نشوید و موضع احساساتی نگیرید)
فردوسیپور بیش از حد انتظار به آمار اشاره میکرد. او تقریبا ۴۰ بار به سمت LCD نصب شده در استودیو چرخید و با تکیه بر رشد حیرتانگیز ستون پیامدهندگان همهچیز را به نفع خود مصادره کرد.
در شرایطی که فوتبال ما به گسترش فضای نقد نیاز دارد و حتی لایههای مختلف جامعه خواهان شکلگیری برنامههایی مشابه ۹۰ در شاخههایی چون اقتصاد و سیاست هستند یک نکته نگرانمان میکند. فردوسیپور، مردی دوستداشتنی است. اتفاقات پیشآمده در چند روز گذشته بر محبوبیت او افزود و جالب آنکه بخشی از افکار عمومی به رویکرد برنامه ۹۰ رای مثبت دادند تا با سیاستهای سازمان تربیتبدنی مخالفت کرده باشند. این اعتراض غیرقابل انکار و در عین حال غیرملموس است و نمیتوان آن را بهعنوان سند رسمی مطرح کرد.
ولی تاختن عادل و رسیدن او به تصور بیعیب بودن برای دوستداشتنیترین برنامه ورزشی تلویزیون خطرناک است. حکایت افتادن از آن سوی بام را در ذهن تداعی میکند. آخرین برنامه ۹۰ سرشار بود از «محق مطلق» بودن عادل و دیالوگهای مستأصل افرادی که بهصورت تلفنی با ۹۰ ارتباط برقرار میکردند. انگار آنها مجبور بودند برابر مجری برنامه کوتاه بیایند حتی اگر اندکی حق داشتند.
فردوسیپور با تکیه بر رای میلیونی از اکثر طبقات جامعه رایاعتماد گرفت ولی این پایان کار او نیست. همین رای اعتماد گسترده به معنای مطالبه مطلق نیز میتواند باشد. حالا مردم انتظار دارند مجری جوان تلویزیون ایران به هر فضایی که مشکوک یا سوالبرانگیز است سرک بکشد، کنکاش کند، همهچیز را به ویترین رسانه بیاورد و الزاما پیروز هم شود.
به تعداد تمام آدمهای مخاطب فوتبال، برداشتهای سلیقهای وجود دارد و عادل که با گذر از مرحله جدال با سازمان ورزش به نقطه «ثبات در اجرا» رسیده است حالا باید چهرهای تکاملیافتهتر از خود نشان دهد.
میتواند؟ جواب این پرسش به ظاهر ساده ولی کاملا پیچیده است. در گام اول بعد از رسیدن به مرحله پیروزی نتوانست، نتوانست چون حق مطلق قلمداد شد و حتی عزیزمحمدی، رئیس سازمان لیگ تلاش داشت گونهای رفتار کند و حرف بزند که مجری برنامه نرنجد. وقتی فردوسیپور به برنامهریزی لیگ ایراد گرفت، عزیزمحمدی دلیل نسبتا قانعکنندهای در مقایسه با چیزی که سه هفته پیش و در بحثی مشابه گفته بود، آورد تا تاخیر در انجام دو بازی را توجیه کند.
ولی فردوسیپور، سرخوش از استوانههایی که هر لحظه بر ارتفاعشان افزوه میشد بحث را طوری تمام کرد که خود میخواست: «من قانع نشدم، ولی بههرحال ممنون.»
رسیدن به «آگاهی کاذب» داشتن «صلاحیت مطلق» برای قضاوت و تعیین راهکار با شاخصههای دموکراسی در تضاد است و فردوسیپور برای رهایی از این وضعیت وهمآلود تنها یک راه دارد: «نقد را از درون خود شروع کند و با نگاهی تازه. انگار۹۰ همین ۴۸ ساعت پیش متولد شده است.»