وقتى پرسپولیس اشکال کارش را قبول نمى کند
تجربه ۳ سال قبل تکرار نشود
مرجع خبری پرسپولیس : اتفاقات ۳ سال قبل در حال تکرار است. پرسپولیس شرایط خوبى داشت. البته بر خلاف امروز سرخپوشان در صدر جدول بودند. پرسپولیس یک بازى مساوى مى شد، یک بازى را هم مى برد اما مشخص بود تیم مشکل دارد. منظم نبود نقاط کور محسوس بود.
پیروزى ها شکننده بود. مهاجمان حریف عبور مى کردند اما دقت نداشتند اما افشین قطبى قبول نمى کرد. تازه آغاز اختلاف نظرهاى او با استیلى و مرزبان هم بود چون درصدر جدول بود گوش شنوایى نداشت.
آخر حرفش در مقابل انتقادها این بود که تمرکز خوبى نداشتیم و باید انرژى بیشترى را به بازى مى آوردیم اما اشکال اصلى در برنامه بازى تیم بود که بیشتر در کارهاى هجومى دیده مى شد. گذشت و گذشت تا اینکه پرسپولیس مقابل پاس همدان با ۳ گل شکست خورد؛ گویى شیشه عمر پرسپولیس شکست.پرسپولیس وارد بحران شد.
هر قدر هم دست و پا مى زد بیشتر فرو مى رفت. به قدرى به مشکلات تیم توجه نشده بود که همه روى هم تلنبار شده بودند. مثل پلى که بار زیادى را تحمل مى کند اما سر آخر با اضافه شدن یک نخود از آستانه فرو ریختن مى گذرد و در هم مى شکند.
دقیقاً ۱۳ هفته طول کشید تا پرسپولیس آن مرحله را پشت سر بگذارد. در واقع کسر ۶ امتیاز از سوى فیفا غنیمت بود. پرسپولیس تا به طور رسمى صدر جدول را به سپاهان واگذار نکرد، باور نکرد با بحران فنى روبرو است
صحبتهاى قطبى هنوز در گوشمان زنگ مى زند. او قبول نمى کرد اگر آن ۶ امتیاز کسر نمى شد، سپاهان دیرتر به صدر جدول مى رسید اما دیگر پرسپولیس فرصت بازیابى خود را نداشت.حالا ۳ سال از آن حوادث گذشته است و وقایع با کیفیتى دیگر دوباره در جریان است. این بار درگیرى در داخل کادر فنى را ندارد، این مساله جاى خود را به اختلافهاى بین بازیکنان داده است. مشکل در حمله به مشکل در ساختار دفاعى بدل شده است.
گواینکه غلامرضا رضایى هم یک جورهایى در حمله تنها است و همین امر موجب تمرکز بیشتر مدافعان حریف روى او مى شود. با تمام این اوصاف پرسپولیس باز هم نمى خواهد اشکال کار خود را پیدا کند. اینکه یک مربى در پایان دیدارى که نتیجه آن باب میل نبوده اشتباهات بازیکنان خود را گوشزد کند، امرى طبیعى است؛ همه جاى دنیا اینگونه است.
اما آیا اشتباهات فقط همان بود که دایى گفت: اینکه روى سخنش با همه باشد و بعد فقط از شکورى اسم ببرد و بگوید شکورى چرا همه شما داخل گل جمع شدید یا اینکه بگوید آقاى مجتبى زارع چند دقیقه داخل زمین بودى که اینقدر در آفساید ماندى یا مثلاً ۳ هافبک میانى را مورد خطاب و عتاب قرار دهد؛ نه اینکه این نکات غلط باشد نه اینکه نباید گفته شود اما این اشکالات خود محصول اشتباهات دیگرى است.
آیا شکورى کاپیتان تیم یا رهبر خط دفاعى است؟ نیست! آیا مجتبى زارع سر خود وارد زمین شد؟ نشد! آیا هافبکهاى پرسپولیس آنطور بازى نکردند که تمرین کردند؟ کردند!پرسپولیس باید مشکلات اصلى خود را پیدا کند. باید قبل از بروز مشکلات جدید به فکر بود فردا روز اگر به دلیل محدودیت در نوع حملات به خاطر نبودن یک فوروارد بلند زن گلزنى را قفل کردند، پیدا کردن راه چاره دشوارتر مى شود. اصلاً صحنه گل را فراموش کنیم.
پرسپولیس باید چند گل دیگر مى خورد که نخورد؟ فرهاد خیرخواه چند بار پشت سر مهاجمان صاحب توپ شد؟
این مشکلات در بازیهاى قبلى هم نمایان بود، اما هنوز مرتفع نشده است.