مصاحبه ها

نوری: اشک در چشمانم جمع شده بود

سال بعد برمی گردم پرسپولیس

مرجع خبری پرسپولیس : رو در رو با چهار سال خاطره، چهار سال سخت اما خاطره انگیز. پژمان نوری که طی چهار فصل عنوان «با تعصب» را از هواداران دو آتشه پرسپولیس مال خود کرده بود در کمال شگفتی عصر جمعه رو در روی پرسپولیس ایستاد. اتفاقی که خیلی سخت رخ داد چرا که پژمان خودش می‌گفت: «موقع گرم کردن اشک توی چشم‌هایم جمع شده بود.»

*به عنوان اولین سوال می‌خواهم درباره بازی صحبت کنی؟
همان اول بازی به بازیکنانمان گفتم مربی آنها درباره ما خیلی بد فکر کرده و گمان می‌کرده خیلی راحت و با گل‌های زیادی ما را می‌برند. به همین خاطر پرسپولیس با همه فورواردهایش آمده بود و وسط زمین خالی شد. ما هم در نیمه اول از این ناحیه استفاده کردیم و با میدانداری موفق به زدن گل برتری شدیم. نیمه دوم اما فشار آنها بیشتر شد هر چند قبل از آن پنالتی، ما روی دو سه ضد حمله می‌توانستیم گل دوم را هم بزنیم و سه امتیاز را بگیریم. اگر یکی از آن توپ‌ها از جمله شوت خود من گل می‌شد سه امتیاز مال ما بود.
*به نظرت نتیجه مساوی عادلانه بود؟

نیمه اول پرسپولیس نتوانست فشار زیادی بیاورد و به غیر از ضربه آقا کریم موقعیت جدی نداشت اما نیمه دوم فشار آورد و در نهایت به گل رسید. البته فوتبال همین است، اگر ما ضد حمله هایمان را گل می‌کردیم و آنها بهتر از موقعیت‌هایشان استفاده می‌کردند نتیجه می‌توانست چیز دیگری باشد اما موقع گرم کردن دیدم که وسط زمین آنها فقط آقا کریم و آقا زمانی است و ما می‌توانستیم از این موضوع بهتر استفاده کنیم.

*همان موقع گرم کردن طرفداران پرسپولیس از تو می‌خواستند لباس آبی را از تنت بیرون بیاوری.

من متوجه این موضوع نشدم، البته شنیدم درباره لباس آبی شعار می‌دهند اما خب پیراهن دوم ملوان آبی رنگ است، همیشه با آبی گرم می‌کنیم و با سفید بازی میکنیم

*حالا که مقابل پرسپولیس بازی کردی فکر می‌کنی مشکل این تیم چیست؟

به نظر من پرسپولیس از نظر نفری بد نیست و بازیکنان خیلی خوبی دارد اما در چند پست باید تقویت شود. این تیم از لحاظ مدیریتی دچار تغییراتی شده و با آمدن آقای کاشانی خوشبختانه روز به روز وضعیت بهتری پیدا می‌کند. می‌ماند سرمربی، من با آقای کرانچار کار نکردم و نمی‌توانم درباره ایشان صحبت کنم اما می‌توانم بگویم حداقل در بازی با ما دچار اشتباه شد.

*مقابل دوستان صمیمی چند سال قبلت مثل آقا کریم بازی کردی، شرایط چطور بود؟

واقعا خیلی سخت بود، مخصوصا جلوی آقا کریم که من ارادت خاصی به ایشان دارم. ولی خب همه چیز به خیر و خوشی تمام شد.

*بعضی‌ها می‌گفتند در بازی قبل که دو اخطاره بودی،کارت زرد می‌گیری تا مقابل پرسپولیس بازی نکنی.

نه، اتفاقا مقابل ابومسلم خیلی با احتیاط بازی کردم تا کارت نگیرم. چرا که می‌دانستم در صورت سه اخطاره شدن مردم انزلی از دستم ناراحت می‌شوند.

*می‌گویند اولین خرید فصل آینده پرسپولیس هستی و با حبیب کاشانی هم صحبت کردی.

نه به خدا، من صحبت خاصی نکردم فقط عرض ارادت بود به آقای کاشانی.

*اما قبلا هم مصاحبه کرده بودی و گفته بودی دوست داری برگردی پرسپولیس.

من هیچ وقت نگفتم دوست دارم برگردم پرسپولیس و در مصاحبه‌هایم این را نگفتم، فقط گفتم اگر آقای احمدزاده نباشند من هم در ملوان نمی‌مانم.

*اگر به لحاظ قانونی مشکلی وجود نداشته باشد حاضری بین دو نیم فصل به پرسپولیس برگردی؟

من به ملوان تعهد دارم و نمی‌توانم رفیق نیمه راه باشم. تا آخر فصل هم با این تیم می‌مانم.

*اما پرسپولیس نیاز مبرمی به تو دارد؟

به من نه، پرسپولیس یکسری نقاط ضعف دارد و می‌تواند با بازیکنانی که جذب می‌کند این نقاط ضعف‌ را پوشش دهد.

*فصل بعد چه، از الان می‌توانی قول بدهی برگردی؟

‌‌‌در فوتبال ایران نمی‌توانی در مورد هفته بعدت صحبت کنی چه برسد به فصل بعد اما خدا بزرگ است، شاید هم برگشتم.

*برگشتن علی کریمی در تصمیم تو هم تاثیرگذار است؟

‌‌بازی کردن کنار علی کریمی و آقا کریم برای من افتخار است ولی همانطور که گفتم من به ملوان تعهد دارم و تا آخر فصل در این تیم می‌مانم.

*به نظر تو پرسپولیس با این همه مشکلی که دارد می‌تواند در این فصل مدعی قهرمانی باشد و به این عنوان برسد؟

‌‌به نظر من یک مقدار بد شروع کرده‌اند اما خب هنوز هم دیر نیست.

*ملوان چه، آیا هواداران انزلی‌چی امسال هم باید در حول و ولای سقوط به دسته پایین‌تر باشند؟

‌‌‌حقیقتش ما در چند بازی از جمله بازی با استیل‌آذین و سایپا دچار بدشانسی شدیم وگرنه الان وضعیت بهتری داشتیم اما مطمئنا امسال به فکر این هستیم که رتبه‌مان در جدول تک رقمی باشد و فکر می‌کنم می‌توانیم به هدف‌مان برسیم.

*بعد از رودررویی با هواداران پرسپولیس چه حرفی برای آنها داری؟

‌‌حقیقتا من را شرمنده خودشان کردند. اصلا انتظار چنین جوی را نداشتم، وقتی وارد زمین می‌شدم خیلی استرس داشتم، موقعی که گرم می‌کردم آنقدر تشویقم کردند که اشک در چشم‌هایم جمع شد. ان‌شاءالله روزی محبت‌هایشان را جبران کنم.

 

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها