نقدی بر عادل خان و نود!
چهارشنبه ۲۶ فروردین (۱۱:۳۰)
مرجع خبری پرسپولیس : آنان که از پنجره هاى گیرنده هاى خود دوشنبه شب برنامه ۹۰ شبکه سوم را دیدند حق دارند
هاج و واج و متحیر از خود و دیگران سوال کنند که چه شده است؟ این سوالات و این ابهامات و ماجراهاى تأسف بار و تحیرآورى که آن برنامه ۹۰ سفیرش بود قلب هاى خیلى از جوانان را آزرد و انتهاى تحسّرى بود که بر دیدگان نورانى و زیباى ملت بزرگ و مسلمان ما جارى شد! جاى تفسیر و سؤال و یا کالبد شکافى و تعریف موضوعى آن برنامه ۹۰ در نوع خود بى نظیر و تأسف آور اینجا نیست که آنطور که مسوولان سیما و مدیران و تهیه کنندگان این برنامه همیشگى مدعى هستند از پربیننده ترین برنامه هاى شبکه هاى مختلف سیما است همین ۲ هفته پیش بود که بعد از شکست اولین بار ایران در خانه خود در مقابل عربستان برنامه ۹۰ تصاویر و فیلمهاى فاجعه انگیز و تأسف بارى را از ۴ نفر پهلوان پنبه ها و قهرمانان دروغین و کاغذى تیم ملى نشان داد که در راهروهاى منتهى به رختکن تیم ملى فوتبال سبعانه و با شقاوت و سنگدلى که فقط کار بهائم و درنگان است انسانى را مورد هجوم و ضرب و شتم قرار داده و شاید اگر نبود دخالت افرادى دیگر تا مرگ او و تکه تکه کردنش مى ایستادند! یادمان نرفته است که در فدراسیون اسبق و در کوران مسابقات مقدماتى جام جهانى دو دوره پیش ۲ بازیکن تیم ملى جمهورى اسلامى ایران در زمین چمن فوتبال و در حساس ترین مسابقه رسمى و مقابل چشم هزاران تماشاچى و میلیونها بیننده با یکدیگر به زد و خورد پرداختند!بله! …..
دو بازیکن از یک تیم و آن هم از کشورى که انقلابى عظیم و عقیدتى و با رهبرى قائدى که بارها فرمود ورزشکاران ما باید به امیرالمومنین على علیه السلام اقتدا کنند آمده بودند! ما مدعى بودیم و هستیم که ورزشکاران، مربیان و همه خانواده بزرگ ورزش کشور به ویژه در عرصه قهرمانى باید سفیران صالح و صادق اسلام و یادگاران سوابق درخشان این مرز پرگهر که سابقه چند هزار ساله در تاریخ بشریت دارد و همیشه در مقابل ظلم و زور ایستاده و اگر کشور گشایى کرده جز انتقال فرهنگ غنى خود که در طول تاریخ برخاسته از جوانمردى، فتوت و مردانگى بوده و اعتقاد به مبدا و معاد و خداى احد و واحد در خون ایرانى همیشه تاریخ بوده است و همان تاریخ که گواهى مى دهد اکثر ملل حتى باسابقه دورانى را به بت پرستى و اوهام و دروغ و خرافات گذرانده اند به یاد ندارند که ایران و ایرانى حتى یک نفر از آنان سنگ و بت را پرستیده باشد و پذیرش اسلام به صورت داوطلبانه از آن جهت بود که با خوى و خلق و فطرت ایرانیان موحد سازگارى داشت و چنین شد که بعد از پذیرش اسلام آنها هم با همه گوشت و پوست و رگ و قلب و روح و روان رویکرد ایرانیان به مذهب حقه شیعه جعفرى همان شد که پیامبر اکرم(ص) به سلمان فارسى فرمودند و همین بود که مولا و مقتداى ایرانیان بعد از رحلت پیامبر اکرم (ص) امیرالمومنین و فرزندان گرامیش شدند و همین راه بود که ایرانى آنگاه که فرزندش را براى برخاستن و شیوه راه رفتن و دست بر زانو گرفتن با «یا على»آشنا ساخت. حال در زمانى که در غیاب امام که به دیدار خدا رفته است و فرزند و شاگرد خلف او که پاى در جاى پاى آن یگانه دوران مى گذارد و خود علاوه بر آشنایى با سیاست و فرهنگ فقیه و مرجعى آشنا به مسائل روز اسلام و مذهب است الفباى ورزش را بهتر از هر قهرمان و پهلوانى مى داند و مدام از اخلاق و جوانمردى مى گوید ما را چه مى شود که وقتى در مسابقات جام جهانى دو دوره پیش به بحرین مى بازیم و حذف مى شویم وقیحانه یک مقام فدراسیون وقت فوتبال در بازگشت از سفر در فرودگاه به دروغ مى گوید:به فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیا اعتراض کرده ایم و بحرین ۰-۳ بازنده خواهد شد!! دروغهاى آن روز آن مقام و فریب مردم بى پاسخ ماند بداخلاقى هاى بازیکنان شدت گرفت تغییر شکل و شمایل به نوعى تفاخر و زیبندگى و جذابیت شد!! و شدند عده اى از قهرمان نماها آنچه نباید بشوند و اکنون یعنى دهم فروردین ماه هشتاد و هشت و بعد از شکست مقابل عربستان و بهت و حیرت و اندوه و حسرت مردم همه به دنبال علت مى گردند و باید کسى در این مسلخ ذبح شود و مى شود! آیا رئیس فدراسیون یا رئیس ورزش در این عزل و سپس نصب فردى که او را ارزشى معرفى مى کنند دخیل هستند؟ آیا باید باور کنیم فدراسیون و رئیس آن که تا چند ساعت قبل از مسابقه با عربستان شکست احتمالى ایران را با نتیجه اى دلیلى براى تعویض سرمربى نمى دانستند دستهایشان توانایى انشاى تعویض و عزل و سپس نصب را داشت؟ مردم و کارشناسان و خبرنگاران در این خصوص بیش از من نویسنده آگاهى دارند که که دایى را آورد برد و سپس میل به مایلى کرد و با یک اشاره شد آنچه باید بشود!! حالا برنامه ۹۰ دوشنبه شب ۲۴ فروردین ماه هشتاد و هشت است در سرزمینى که تکه اى از بهشت است و خراسان و مشهد الرضا (ع) نامگذارى شده و تیمى که با نام یک سردار بسیجى و جوانمردى که در مقابل غاصبان ولایت و امامت و سرزمین باستانى ایران یعنى ابومسلم و سیاه جامگان نامیده شده در مقابل تیمى از پایتخت که سرمربى ارزشى! تیم ملى جمهورى اسلامى ایران آنرا اداره مى کند مسابقه مى دهد و در اواخر بازى خلاف تمامى مقررات و قوانین فدراسیون بین المللى فوتبال و مهمتر از آن خلاف همه اخلاق، و جان و فطرت و نهاد پاک یک مسلمان، همان سرمربى پاى در زمین چمن مسابقه مى گذارد و حالت حمله و هجمه به داور مى گیرد و حرکاتى ناشایست از خود بروز مى دهد! همه دیدند بله اگر قبول کنیم بینندگان این برنامه میلیونى هستند جدا از تماشاگران و ناظر مسابقه دوشنبه شب میلیونها نفر حرکت کسى را که مى خواهد آهنگ و حرکت تیم ملى را قبل از قهرمانى به پهلوانى!! تبدیل کند دیدند! و شاید معنى پهلوانى همین باشد همین به انسان بیگناه و مظلومى که صدها متر دویده و با وجدان خود خدا را حاضر و ناظر دیده قضاوت مسابقه اى را پذیرفته و مطابق میل میلى سوت نزده باید اینگونه رفتار کرد! حال چند سوال:
۱–عادل فردوسى پور! شما که همیشه براى یک دستمال در برنامه ات ( که اگر یک هفته از دیدن رایانه و سایت ها و … محرومت کنند اطلاعات دیگرى ندارى) قیصریه را به آتش مى کشى آن شب صدایت در نیامد؟ نکند داد و بیداد چند نماینده رایحه اى براى برنامه هفته گذشته ات زبانت را در کام زندانى کرده است؟ و خداى نکرده نکند مى ترسى با اعلام و تفسیر این عمل خلاف که از سرمربى تیم ملى سرزده از تو چیزى بگویند که نباید گفته شود؟
۲–آقاى شریفى! ریاست کمیته انضباطى فدراسیون فوتبال! تو را هم در برنامه ۹۰ دیدم که مى گفتى با بازیکنانى که قیافه خود را چنین و چنان کنند و یا خود را شبیه فلان و بهمان کنند برخورد مى کنیم ولى چرا تا دو هفته پیش لباس تنگ پوشیدن، ژل زدن، یقه پیراهن باز بودن، گردنبند با هر عنوان داشتن براى سرمربى تیم ملى که در حقیقت معلم همان جوانانى است که شما مى خواهید با آنها برخورد کنید شهامت برخورد و اعمال مقررات نداشتید؟
۳–به آنها که سرمربى جدید تیم ملى را گزینش کرده اند مى گویم آیا رفتن احتمالى به جام جهانى به هر قیمت و از هر راه و لو این که بازیکنان تیم ملى با تاسى به سرمربى خودشان در زمین با داور و بازیکنان حریف هاى آینده ایران درگیر شوند مباح و آزاد است؟
۴–باید به چنین داورى که جدا از قضاوت خوب تحصیل رضایت خداوند را در این مى بیند که در اجراى قوانین و مقررات واهمه و ترس از حمایت هاى مراکز قدرت و افراد بسیار مسوول! در اجرائیات کشور را نادیده گرفته و به خدا و حق نظر مى کند آفرین گفت و این مقال را با این عبارت زیبا به آخر برد: من کان معه الله کان الله معه . آفرین بر هدایت الله ممبینى که فرموده اندک الاسماء تنزل من السماء و چنین است که در این راه خدا ممبینى را هدایت کرد. حالا باید منتظر بود تا آنان که در خانه ملت به هوادارى حزب و گروهشان و رایحه اى که به آنان دل بسته اند و روزنامه هایى که مدعى راست گرایى هستند یا سکوت کنند و یا آن که در این افتضاح بازهم سرنا را از سر گشادش بزنند. اکنون ورزش ما که در سالهاى نه چندان دور مردان بزرگى در عرصه آموزگارى اخلاق و فوتبال چون مرحوم پرویز دهدارى، دکتر اکرامى و مرحوم حسین فکرى و مرحوم محمد رنجبر و دهها استاد دیگر در عرصه ملى ورزش جهان پهلوان تختى ها را داشته است تشنه چنین مربیانى است یادشان گرامى باد