
غلام همت خویشم …
حالا شماره ۷ به او میآید
مرجع خبری پرسپولیس : تقریبا یک هفته پیش بود که با او حرف زدم. از اردوی قطر برگشته بود تهران و برخلاف تمام دو ماه گذشته که حس و حال مصاحبه نداشت، حسابی سرحال و قبراق به نظر میرسید.
آماده بود حرف بزند، از خودش بگوید و تیم ملی و اینکه چقدر به جام ملتها امیدوار است. صحبت که رسید به انتقادها کمی جا خورد. انتظار نداشت اینطوری سوال را مطرح کنیم «خیلیها نوشتند و گفتند نباید به تیم ملی دعوت میشدی.» گفتم چه توضیحی برای این عده داری؟
کمی جا خورد و خواست جواب ندهد. گفت: «هیچ توضیحی ندارم.» اما بعد نتوانست چیزی نگوید. گفت ملاک انتخاب یک بازیکن برای تیم ملی نباید ۲ بازی باشد.
میگفت باید کل فصل را در نظر گرفت و طعنه میزد که «اگر اینطور باشد، وقتی ۵ گل در شروع لیگ زدم، باید میرفتم بارسلونا.»
***
غلام پسر خوبی است. دل صافی دارد. همیشه خدا را شکر میکند و البته همین تشکر همیشگی از خدا است که در بازی سرنوشتساز مقابل عراق به کمکش میآید. در همان مصاحبه قبلی میگفت باید دلایل گل نزدنش را از منظر فنی بررسی کرد. میگفتند در گوانگژو خوب نبود. او ۲ پاس گل داد و یک گل زد، آن هم در پست غیرتخصصی. شاغلام که او هم برای به دست آوردن غلام جنگیده بود جای مناسبی بازیاش نداد. رضایی با زبان بیزبانی به این موضوع اشاره کرد اما دلش نمیآمد به شاغلام چیزی بگوید. در مورد پرسپولیس هم چیزهایی گفت. از هیچ کس انتقاد نکرد امامی گفت در یک تیم ۱۱ نفره اگر یکی دو نفر هم خوب کار نکنند و استرس داشته باشند، نمیشود نتیجه گرفت.
بیماری پرسپولیس فوتبال غلام را هم زیر سوال برد اما افشین قطبی پای او ایستاد. قطبی اعتقاد ویژهای به او داشت. به هادی نوروزی هم داشت و شاید خط خوردن هادی برای او کمی شوکه کننده بود. قطبی پای غلام ایستاد. شماره ۷ را به او دادند و غلام به خاطر ۳ بازی خوب مقابل قطر، ارتش قطر و آنگولا خلعتبری را کنار زد تا گوش راست اصلی تیم ملی در جام ملت ها باشد.
تا دقیقه ۴۲ بازی با عراق برای آنهایی که قبل از جام ملتها خیلی دقیق زیر نظرش نگرفته بودند باز هم جای سوال داشت که چرا قطبی به او اعتماد کرده. بعضیها میگفتند خلعتبری گزینه بهتری بود و کلاً به حضور موفقاش در این بازی و کل تورنمنت تردید وجود داشت. حتی قبل از دقیقه ۴۲ غلام جزو خوبهای تیم ملی بود. میدوید، میجنگید، موقعیت میساخت و کلاً مهره تأثیرگذاری بود. در زمان موعود رضایی خط آفساید عراق را شکست، فرار کرد و گل زد. کمی دو دل شد که به غلامی پاس بدهد یا خودش بزند اما خودش زد و خوشبختانه گل شد. گلی که ایران را به بازی برگرداند. حتی حرکت بعد از گلش هم جالب بود. خوشحالی نکرد به خاطر همدردی با بازماندههای سانحه هوایی اخیر. بعد از آن گل و در نیمه دوم هم جزو بهترینها بود. دقیقه ۸۰، ۷/۸ کیلومتر دویده بود البته دویدنی تأثیرگذار البته حیف شد میتوانست گل دیگری هم بزند اما کمی تعلل کرد تا مدافع و دروازهبان عراق زاویهاش را تنگ کنند. غلام البته با همان گل تأثیرگذار و روحیه بخش و نماش فوقالعادهاش میخ اثبات خود را محکم کوبید. حالا هیچ کس در حضور فیکس او در ترکیب تیم ملی شک و شبههای به دل راه نمیدهد. هیچ کس نیست که بگوید حقش نبوده به تیم ملی دعوت شود و آنهایی که مخالف دعوتش بودهاند قطعاً پا پس گذاشتهاند چرا که رضایی مزد زحماتش را گرفت و آنقدر تلاش کرد تا دوباره به چشم بیاید. غلام همیشه شکرگذار خدا بوده و خیلی سخت گله میکند. شاید به همین خاطر است که خدا هم هوایش را دارد و به موقع گره از کار او میگشاید. حالا پیراهن شماره ۷ به او میآید و همه منتظر هنرنماییاش مقابل کره شمالی خواهند ماند. حالا غلام گوش راست فیکس تیم ملی است. او می خواهد با گل های خود ۷۰ میلیون را خوشحال کند.