به بهانه آخرین نظرسنجی نود / تماشاگران ایرانی اعتراضگرند، چون انتخابگر نیستند!
سکو ، تنها تریبون اظهارنظر هواداران
مرجع خبری پرسپولیس : ۱- بحث اعتراضات زودهنگام تماشاگران به نتایج تیمهای محبوبشان در فوتبال ایران، اینبار داغتر از هر زمان دیگری به نظر میرسد.
وقایع باورنکردنی ورزشگاه آزادی در جریان مسابقات این فصل پرسپولیس در حالی در صدر اخبار رسانهها قرار گرفته است که گزارشهای مخابره شده از آبادان و کرمان نشان میدهد اپیدمی ابراز نارضایتی، به شهرستانها هم سرایت کرده است.
در آبادان تماشاگران از همان هفته دوم شروع به ناسازگاری با غلام پیروانی کردند و در شهر کویری کرمان نیز همچنان لوسیانو ادینهو به منزله اعتراض هواداران به اوضاع کنونی مس، تشویق میشود. در همین سه هفتهای که از لیگ یازدهم گذشته، بسیاری از کارشناسان درصدد آسیبشناسی وقایع روی سکوها برآمدهاند و کوشیدهاند تا ریشههای این قبیل حوادث کمنظیر و غیرحرفهای را مورد بررسی قرار بدهند. فرصتطلبی برخی از اهالی فوتبال، نقش مخرب تعدادی از بوقچیهای اجیر شده و نیز سهلانگاری بعضی از تماشاگران، از جمله مهمترین علل سوءرفتارهای روی سکوها شناخته میشوند. این در حالی است که به نظر میرسد در تحلیلهای مختلف صورت گرفته در سالهای اخیر، یک عامل بسیار مهم و جدی در مسیر شکلگیری فضای پرخاش نزد تماشاگران نادیده گرفته شده است؛ آنجا که مفسران باور نمیکنند اعتراضهای عصیانگرانه خیلی از تماشاگران، نتیجه «انفعال» تاریخی آنها در فوتبال ایران باشد.
۲- قطعا یکی از عواملی که باعث میشود هواداران فوتبال ایرانی از همان هفتههای نخستین فصل بیرق طغیان و شورش به دست بگیرند، این است که سالهاست نقش «تصمیمسازی» از آنها سلب شده و طرفداران صرفا به ناظران و شاهدان خاموش و ناتوان وقایع در حال جریان تبدیل شدهاند.
در حال حاضر به ندرت میتوان کشوری را در دنیا سراغ گرفت که در آن، هواداران فوتبال به شدت آنچه در ایران میگذرد، منفعل و بیاثر باشند. برخلاف بسیاری از نقاط جهان، هوادار فوتبال در کشور ما به هیچوجه در جریان تصمیمگیریهای گوناگون به بازی گرفته نمیشود و هیچکس، هیچکجا نظر او را در هیچ موردی نمیپرسد. مسوولان فوتبال ایران به تماشاگران صرفا به عنوان آدمهایی که در سرما و گرما وظیفه پر کردن سکوها را دارند نگاه میکنند و اغراق نیست اگر ادعا کنیم هرگز پیش نیامده حتی یک سیاست مهم با اتکا به نظرات عمومی طرفداران اتخاذ شود یا تغییر کند. در واقع همین فقدان اثرگذاری هم هست که «اعتراض» را به عنوان تنها اسلحه باقی مانده برای هواداران بهجا میگذارد و آنها را به استفاده بیرویه و شدید از آن، ترغیب میکند.
۳- شکل معتبر باشگاهداری در فوتبال مدرن و نوین امروز، رویکرد «خصوصی» در این حوزه است. اغلب تیمهای معتبر جهان به این شکل اداره میشوند و همین مساله هم باعث میشود هواداران رسمی به شکل مستقیم یا غیرمستقیم در تعیین سرنوشت باشگاه مورد علاقهشان مشارکت داشته باشند. آنها گاهی با انتخاب اعضای هیات مدیره باشگاه نقش فعال خودشان را در رقم زدن آینده تیم ایفا میکنند و گاهی نیز حجم و شدت این اثرگذاری، به مستقیمترین شکل ممکن و بابرگزیدن شخص مدیرعامل و رییس خودش را نشان میدهد؛ درست مثل سنتی که در بارسا و رئال حاکم است و روسای این دو غول اسپانیایی، هرچهارسال یکبار به دست هواداران انتخاب میشوند.
وقتی اوضاع به این ترتیب است، هواداران در واقع حاصل کار خودشان را در درون زمین میبینند و طبیعی است که اعتراضات به مراتب کمتری داشته باشند. آنها در اغلب باشگاههای جهان حتی این شانس را دارند که نظرات تاثیرگذارشان را در مورد مسایلی مثل رنگ و طرح پیراهن تیم، نام استادیوم، قیمت بلیت و حتی گاهی انتخاب سرمربی با مسوولان در میان بگذارند و به این ترتیب، معمولا کمترین نیاز ممکن را به واکنشهای روی سکوها حس میکنند. در ایران اما، اوضاع کاملا متفاوت است. تماشاگری که حق ندارد در مورد هیچکدام از ارکان باشگاهش نظر بدهد و تصمیم بگیرد، چه راهی برای ابراز مخالفتش میتواند پیدا کند غیر از اینکه روی سکوها آواز اعتراض سربدهد؟ او در خانهاش نشسته که برای تیمش مدیرعامل تعیین میکنند، مربی میآورند، بازیکن میگیرند، بازیکن رد میکنند، مدیر ناموفق را نگه میدارند و عذر مربی موفق را میخواهند. در این شرایط، واقعا چه انتظار دیگری میتوان از هواداران داشت؟
۴) «سکو»، تنها تریبون اظهارنظر طرفداران فوتبال در ایران است. برخلاف هواداران تیمهای مختلف در سراسر جهان که اتحادیه دارند، رسانه مستقل دارند، حق رای دارند، از انواع و اقسام راهها و شیوهها برای اثرگذاری بهره میبرند و در یک کلام «شمرده» میشوند، در ایران تماشاگران فوتبال از همه حقوق به تاراج رفته و غارت شده خودشان، همین یک حنجره فرسوده را به ارث بردهاند که گاهی در استفاده از آن دچار زیادهروی میشوند. وقتی حتی پشت نظرسنجی سایتهای رسمی برخی از مهمترین باشگاههای کشور در مورد پیشبینی نتایج مسابقات هم هزاران شایعه و شائبه دستکاری وجود دارد، چطور میتوان به همین راحتی حکم به خاموشی آخرین مجال باقیمانده هواداران برای ابراز وجود داد؟
*یادداشت رسول بهروش