
برادر علی اکبریان: رهایش کنید تا اعدام شود
مادرمان از ناراحتی لال شده است
مرجع خبری پرسپولیس : برادرم اشتباه بزرگی کرده ولی تو را به خدا رهایش نکنید تا نابود شود.» این بخشی از گفتههای (رضا – الف)، برادر بزرگتر بازیکن سابق تیمهای سرخابی است که به جرم خرید و فروش مواد مخدر بازداشت شده.
بازیکنی که اوایل دهه ۷۰ یکی از بهترین مهاجمان ایران بود. در سالهایی که هنوز پول زیادی در فوتبال ایران پخش نمیشد. سالهای پس از فوتبال، نداشتن تحصیلات آکادمیک و البته سایه سنگین اعتیاد بر سر این زندگی سنگینی کرد تا او که روزگاری در ورزشگاهها «روماریو»اش میخواندند، آنچنان غرق در منجلاب تباهی شود که ماموران انتظامی از پی یافتن سارق موتور سیکلتی سرقتی به خانه وارد شوند و ستاره سابق را به جرم خرید و فروش مواد مخدر، علاوه بر جرم اولیه فروش موتور سرقتی بازداشت کنند.
جرم خرید و فروش ماده مخدر کراک که به همراه داشتن بیش از ۴۰ گرم خالص آن میتواند حکم اعدام را برای متهم به همراه داشته باشد. او هم که در ابتدا از قانون مجازاتها مطلع نبوده خیلی زود همه گناهها را به عهده میگیرد تا شاید برای خود شریکی نتراشیده باشد و حالا باید در انتظار «رافت اسلامی» باشد. او که برای اولین بار بازداشت میشود و برای همین جرم باید هر روز شاهد تیترهایی باشد که درباره اعدام قریبالوقوعش مینویسند.
(ع-الف) البته تنها فوتبالیستی نیست که در سالهای پس از فوتبالش دچار چنین سرنوشت شومی میشود که بسیاری از بازیکنان دهههای ۶۰ و ۷۰ ایران پس از دوران اوج شهرت، شرایطی به مراتب تلختر را تجربه کردند. فوتبال ایران کم ندیده ستارههایی که بعد از فراموشی عصر قهرمانی در دام اعتیاد بیفتند و در دوران کنار جوینشینی دست به هر خلافی بزنند. اگرچه خیلی از آنها این بخت را داشتند که خیلی زودتر فریادرسی به دادشان رسید و با حضور در کلینیکهای ترک اعتیاد، توانستند به جمع خانوادههایشان برگردند. این اما اتفاقی نبود که برای (ع – الف) بیفتد. او به جرمی باید مجازات شود که کمتر کسی از همدورههایش حتی حاضر است نامش مطرح شود که قصد کمک به مجرمی را دارد که مواد مخدر میفروخته.
اما آیا باید او را به حال خود رها کرد تا اشد مجازات را تجربه کند؟ این پرسشی است که برادر بزرگترش میپرسد و میگوید: «او اشتباه کرده و باید مجازات شود اما همه تقاضای ما این است که کمی در مجازاتش تخفیف بدهند. از روزی که گرفتندش، مادر پیرمان سکته کرده و قدرت تکلمش را از دست داده. همسرش با یک بچه سه ساله روزهای سختی دارد. خودش هم هر روز زنگ میزند و سراغ دوستان قدیمش را میگیرد. میخواهد بداند کسی حتی سراغش را میگیرد یا نه؟ از همتیمیهایش فقط دو نفر در این مدت به ما زنگ زدند. یکی مهدی فنونیزاده و دیگری هم علیرضا منصوریان. آقای فنونیزاده حتی به دیدن بازپرسش رفته تا اگر بشود کمکی به برادرم بشود.»
مهدی فنونیزاده که پیگیر کار اوست، میگوید: «به هر حال او جرمی انجام داده اما نباید همه ما که دوستش بودیم دست روی دست بگذاریم. باید دنبال راهی باشیم تا به خانوادهاش کمک کنیم. او مشکلات زیادی دارد. نباید رهایش کنیم، اول از همه مشکل بیماریاش را حل کنیم. او مجازاتش را بر اساس حکم قانون پشت سر میگذارد اما ما که ادعای دوستی داریم باید هر کاری میتوانیم برایش انجام بدهیم؛ برای خودش و خانوادهاش.»