
انصاری فرد: از آمدن کاشانی استقبال می کنم/قسمت اول
مرجع خبری پرسپولیس: از مصاحبه امروز با عباس انصاری فرد بخش های فوری و مسئله روز را ظهر در قسمت اول ارائه کردیم و الان قسمت مفصل و توضیحات درباره تمام اتفاقات این فصل و فصل گذشته پرسپولیس را در گفتگویی مفصل با مدیرعامل باشگاه پرسپولیس پیش رو قرار می دهیم.
عباس انصاریفرد حرص و جوش زیادی خورده است تا تیم پرسپولیس را برای حضور در لیگ نهم آماده کند. جدایی حسین هدایتی مرد متمول از جمع سرخها کسی که در این اواخر رابطهاش با مدیرعامل به سردی گراییده بود و متعاقب آن جدایی تنی چند از ستارههای تیم و از همه مهمتر جدایی جنجالی علی کریمی، چانهزنی بر سر آوردن مربی خارجی و… مسائل پردردسری بود که شاید هریک به تنهایی میتوانست، زیر پای هر مدیری را سست سازد اما این مدیر باتجربه خم به ابرو نیاورد و در رایزنی با مسوولان ورزش، از برنامههایش برای تحول اساسی در پرسپولیس گفت و به نوعی در جهت اجرایی شدن این برنامهها تضمین داد تا امروز با آغاز فصل جدید لیگ نفسی براحتی بکشد.
خودش که با اطمینان صحبت میکند و برای هر کارش دلیل دارد و تاکید میکند «کارهای زیربنایی را در اولویت کار خود دارم و حاضرم ۶ ماه مدیریتم را با ۲۰ سال مدیریت پرسپولیس مقایسه کنم… پاسخ سیاهنماییها را با حضوری درخشان در لیگ خواهیم داد.»
در دوره گذشته حضور شما در راس پرسپولیس، شاهد نزاعهای مدیریتی و بحث بدهکاری و برگشت خوردن چکهای شخصی شما بودیم. حال این سوال پیش میآید که چگونه یک بار دیگر خطر کردید و این مسوولیت را پذیرفتید؟
در آن دوره دعوایی بر سر سهام پرسپولیس بین سازمان تربیت بدنی و آقایان زم و محلوجی وجود داشت. در آن مقطع هیات مدیرهای که در باشگاه پرسپولیس مسوولیت داشت، اعلام کرد دیگر هیچ چکی را امضا نخواهد کرد و زیربار تعهدات مالی نمیرود. من هم چون مدیرعامل باشگاه بودم و تیم در مسابقات باشگاههای آسیا حضور داشت در جهت متوقف نشدن کار باشگاه، همه چیز را به جان خریدم و چکهای شخصیام را خرج کردم که البته باعث گرفتاریهای بعدیام شد. من اگر این کار را کردم تنها به این امید بود که با پول تزریق شده به باشگاه از بابت ترانسفر مهدویکیا (۸۰۰ میلیون تومان) مبلغ ۲۰۰ میلیونی چکها پاس خواهد شد؛ اما وقتی هیات مدیره حق امضا به من نداد، من ماندم و چکها و کلی طلبکار! سرانجام با هر سختی و مشقتی بود این چکها را پاس کردیم.
بنابر ادعای برخی در همان مقطع این اقدام شما غیرقانونی بوده است، قبول دارید؟
به هر صورت این فداکاری بود که من برای پرسپولیس انجام دادم. من که نمیتوانستم پرسپولیس را به حال خود رها کنم. از آن زمان تاکنون نیز هر وقت صحبت از پرسپولیس شده اعلام کردهام که هر کمکی از دستم بر بیاید برای این باشگاه مردمی انجام خواهم داد.
اخباری درباره انتصاب حبیب کاشانی به عنوان مدیرعامل پرسپولیس به گوش میرسد، این قبیل اخبار چه تاثیری بر عملکرد شما میگذارد؟
کاشانی هم دوست ماست، هر وقت بیاید قدمش روی چشم. تا لحظهای که باشم هیچ چشمداشت مالی و مقامی در پرسپولیس ندارم. هرکسی هم که بعد از من منصوب شود دستش را میبوسم و از هیچ کمکی به او دریغ نخواهم کرد. در حقیقت وابستگی من فقط به هواداران است و اقداماتی هم که در دست اجرا دارم باعث خوشحالی مدیر بعدی خواهد شد.
اما شما در دوره گذشته مدیریت خود نیز نتوانستید تمام و کمال برنامههایتان را به اجرا بگذارید، اینطور نیست؟
در دوره اولی که مدیرعامل پرسپولیس بودم طرحها و برنامههای مفصل و بنیادینی برای این باشگاه داشتم که متاسفانه عقیم ماند. یعنی با رفتن من مدیران بعدی آن اقدامات را پیگیری نکردند. از جمله اقداماتی که انجام دادم همین اساسنامهای است که کنفدراسیون فوتبال آسیا اخیرا آنرا از سوی باشگاه پرسپولیس مورد تایید قرار داد؛ اساسنامهای که در دوره مدیریتی من در سال ۷۰ برای این باشگاه نوشته شد. میخواهم بگویم دیدگاه من برای این باشگاه یک دیدگاه زیربنایی و کارشناسی شده، بوده است.
دوری چند ساله از پرسپولیس و به طور کلی فوتبال، باعث نشده که امروز در پرسپولیس با مشکلات دست و پنجه نرم کنید؟
من هیچ وقت خودم را جدا از پرسپولیس ندانستهام، با توجه به عشق و علاقهای که به این باشگاه دارم هر مدیری نیز که طی سالهای گذشته در راس باشگاه قرار گرفت، این من بودم که دستم را برای یاری دادن به او دراز کردم. البته پرسپولیس و استقلال همواره مشکلات خاص خود را دارند و این مسائل مربوط به امروز و دیروز نیست و باید با هنر مدیریتی بر مشکلات فایق آمد.
با وجود این، هیچ وقت شاهد همکاری شما با پرسپولیس در این سالها نبودیم.
حتما مدیران نمیخواستند که من به این باشگاه کمک کنم. وقتی نیز مهندس علیآبادی تماس گرفت و از من خواست به این باشگاه کمک کنم، با کمال افتخار وارد گود شدم.
در گذشته هزینههای باشگاهداری بسیار پایینتر از ارقام کنونی بود، گرچه مشکلات پرسپولیس در دوره قبلی مدیریت شما عمدتا حقوقی بود و کمتر رنگ و بوی مالی داشت، اما امروز مشکلات مالی پررنگ و لعابتر از گذشته است. آیا از طرف سازمان تضمینی به شما داده شد که حاضر شدید مدیریت باشگاه را بپذیرید؟
بر اساس تفکراتی که داشتم این مسوولیت را پذیرفتم، تفکراتی که پشت آن برنامههای عملیاتی خوبی نهفته است. بنابراین نه تنها تضمینی نخواستم بلکه برای این کار تضمین هم دادم.
آیا این تضمین قهرمانی در لیگ هشتم، جام حذفی یا جام باشگاههای آسیای فصل قبل بود؟!
تضمین دادم پرسپولیس را در سال ۸۹ به خودکفایی برسانم تا دیگر شاهد مشکلات مالی در این باشگاه نباشیم. الان هم بر همین اساس و سیاست باشگاه را مدیریت میکنم. برنامه خود را ارائه کردم و تا روزی هم که باشم برنامه بنیادین خود را با قدرت پیگیری خواهم کرد.
فصل گذشته پرسپولیس یکی از فصول ناکامی خود را پشت سرگذاشت، این برنامههایی که بر آنها تاکید دارید، آیا بدون توجه به نتایج تیم عملی میشوند و موجب رضایت هواداران خواهند شد؟
یقینا. معتقدم پرسپولیس پتانسیل لازم را برای خودکفایی و برون رفت از مشکلات مالی دارد. به نظر من مدیران پرسپولیس زمانی که از این باشگاه کنار میروند باید یک یادگار اصولی از خود برای این باشگاه باقی بگذارند. این ذهنیت که امورات پرسپولیس بگذرد یا قهرمان شود، یک مدیر را دچار روزمرگی میکند! یقینا کار زیربنایی به مرور زمان، نتیجه و کسب قهرمانی به دنبال خواهد داشت و هیچ مدیری نباید نسبت به این موضوع بیتفاوت باشد. هوادار به این دلیل طرفدار پرسپولیس شده که این تیم افتخارآفرین بوده است و بدون هوادار هم پرسپولیس معنایی ندارد. مهم این است که مدیران از خود برای باشگاه چه باقی میگذارند؟! بدهی، برنامه یا امکانات مورد نیاز یک باشگاه حرفهای؟ این اعتقاد من است؛ مدیری که از پرسپولیس میرود باید چیزی برای آن باقی بگذارد. قهرمانیها نیز در طول تاریخ برای پرسپولیس به دست آمده است.
از این حرف شما این گونه برمیآید که توجهی به کسب عناوین قهرمانی ندارید و این برخلاف نظر هواداران است.
نگاه نتیجهگرایی مدیران گذشته، پرسپولیس را امروز به جایی رسانده که با این مشکلات فراوان دست به گریبان باشد. حرف من نفیکننده این نیست که به دنبال قهرمانی نباشیم، بلکه میتوان این دو نگاه را به صورت همزمان پیش برد و ما مشکلی در این زمینه نداریم. ما میتوانیم هم تیم خوبی داشته باشیم و هم کارهای زیربنایی انجام دهیم. در واقع شرایطی که ما به دنبال ایجاد آن هستیم بدون کسب قهرمانی قابلیت اجرا ندارد و قهرمانی مکمل آن است.
بر همین اساس تیمی را که امسال بستیم و به طور کلی شرایطی که برای تیم به وجود آوردهایم، همه در راستای کسب عنوان قهرمانی است؛ چرا که تحقق اهداف مورد نظر ما بدون کسب عنوانی قهرمانی میسر نیست. بویژه اینکه یکی از بخشهای برنامه ما ساماندهی هواداران باشگاه بوده و طبیعی است هوادار زمانی اشتیاق به همکاری با باشگاه دارد که نتایج تیم، او را خشنود کند.
گفتید مدیرعامل پرسپولیس باید چیزی از خود برای باشگاه باقی بگذارد، با توجه به عدم ثبات مدیریت در ورزش ایران اگر همین امروز از مدیرعاملی پرسپولیس کنار بروید، چه چیزی برای باشگاه باقی میگذارید؟
در آیندهای نزدیک جزئیات برنامههایم را اعلام خواهم کرد، اما به طور کلی بر این نکته تاکید دارم که حاضرم ۶ ماه مدیریت خودم را با ۲۰ سال مدیریت این باشگاه مقایسه کنم تا معلوم شود برای باشگاه چه باقی گذاشتم! در این مدت اقدامات زیربنایی خوبی انجام دادهایم و اکثر این اقدامات در حال به ثمر نشستن است که اینها برای همیشه در پرسپولیس باقی خواهند ماند.
زمانی که به اقدامات زیربنایی در باشگاههای استقلال و پرسپولیس اشاره میشود، ناخودآگاه موضوع نبود حتی زمین تمرین اختصاصی برای این دو باشگاه در ذهن متبادر میشود، اگر تامین زمین تمرین را یک حرکت زیربنایی بدانیم در این زمینه اقدامی انجام دادهاید؟
به طور کلی در این زمینه و مبحث اقتصادی و درآمدزایی باشگاه و ساماندهی هواداران برنامههای خوبی در حال اجراست. مهمترین اقدامی که در این مدت انجام دادیم گسترش و تعمیق ارتباط با هواداران باشگاه است، این در حالی است که ارتباط باشگاه پیش از این به ۹۰ دقیقه در خلال مسابقات و فریادهای هواداران خلاصه میشد.
این ارتباط با هوادار همان ساماندهی لیدرها برای هماهنگ سازی شعارهای تماشاگران است؟
نه این بحثها مطرح نیست. ارتباط باشگاه و هواداران باید متقابل باشد. کرانچار، سرمربی تیم در یکی از جلسات به من گفت: شما که میگویید ۳۰ میلیون هوادار دارید، پس چرا ماشین من مدل پایین است و اسکانم مشخص نشده است؟ دفتر باشگاه در حد یک باشگاه حرفهای نیست و سوالات مشابه دیگر… این حرف او صحیح است. پرسپولیس نتوانسته است از هواداران خود به عنوان پشتیبان باشگاه استفاده بهینه کند. حال در برنامه ما این گنجانده شده که این ارتباط وجود داشته باشد و خدمات متقابلی از لحاظ اقتصادی و فرهنگی با هواداران داشته باشیم. برای این کار از شیوههای نوین ارتباطی نظیر سایت اینترنتی، پیام کوتاه و غیره استفاده میکنیم تا ارتباط ما با هواداران شبانهروزی باشد. این اقدامات در مراحل نهایی شدن است. اگر در این زمینه خبری منتشر نکردیم، به این دلیل است که ما بدون حاشیه و جنجال اقدامات خود را پیگیری میکنیم و اساسا نمیخواهیم این قبیل برنامهها جنجالی شود.
این ساماندهی هواداران سلیقهای است، یا بنیادین؟ یعنی در صورت تغییر و تحولات مدیریتی تداوم خواهد داشت؟
بدون شک مدیریت بعدی باشگاه باید از این حرکت استقبال و آن را پیگیری کند. در واقع نبود ارتباط با هواداران باعث شد سیاهنماییهایی که اخیرا علیه مدیریت باشگاه صورت گرفت تا این حد باشگاه را تحت تاثیر قرار دهد. میخواهیم سایتی داشته باشیم که تمام اخبار مربوط به باشگاه به صورت شفاف روی آن قرار بگیرد.
این مسالهای که شما تحت عنوان سیاه نمایی از آن یاد کردید، ریشه در نتایج فصل قبل داشت، یک فصل ناموفق که بهرغم هزینههای بالا برای به خدمت گرفتن بازیکنان و بخصوص مربیان در نهایت به پنجمی ختم شد، کاری که از دست هر مربی و مدیری برمیآمد.
دقیقا همین طور است. دلیل اصلی ناموفق بودن پرسپولیس در فصل قبل اقدامات غیرکارشناسی و احساسی بود. اینکه یک بازیکن نامی صرفا جذب تیم شود. اما اینکه این بازیکن میتواند نقطه ضعف تیم را برطرف کند و شرایط سنیاش چگونه است، مسائلی بود که کمتر به آنها توجه شد. امسال با هدف جبران این نقیصه، همه امور باشگاه را با کار کارشناسی پیگیری کردیم. کمیته فنی تشکیل دادیم و ضمن آنالیز بازیکنان موجود بر اساس نیاز تیم، به جذب بازیکن جدید اقدام کردیم. به عبارت دیگر، سیاست ما در فصل نقل و انتقالات بر محور تعریف سیستم تیم چرخید.
چطور این اقدام را کارشناسی میدانید، در شرایطی که سرمربی تیم مشخص نبوده و بدون اطلاع وی تیم بسته شده است؟
عیبی ندارد، در تمام دنیا همین است. مثلا یک تیم بزرگ پس از ۳ بازی سرمربی خود را اخراج میکند و یک مربی دیگر میآید و مشکلات تیم را برطرف میکند. آیا تیم را مربی جدید بسته که بر بحران غلبه میکند؟!
صحبت سر این است که باشگاه پرسپولیس زمان انتخاب سرمربی تیم و بالطبع فصل آمادهسازی را از دست داد.
نه، ما اصلا زمان را از دست ندادیم. شما الان بروید با کرانچار صحبت کنید. ببینید تیم را چطور میبیند؟ او در پاسخ به شما میگوید: عالی! من در ارنج تیم دچار مشکل شدهام و بازیکنان بسیار خوبی جذب شدهاند. اعضای کمیته فنی ما مربی، بازیکن و ملی پوش بوده و شناخت کاملی از فوتبال روز داشته و این قابلیت را دارند که یک بازیکن را آنالیز کنند. تفاوت دیدگاه مربیان در مورد یک بازیکن شاید درصد ناچیزی باشد و این نیست که ۲ مربی دیدگاه متضادی نسبت به یک بازیکن داشته باشند. ما با مشورت کمیته فنی و بر اساس نقاط ضعف و قوت تیم اقدام به یارگیری کردهایم. به عنوان مثال یکی از محورهایی که در جذب بازیکن مدنظر ما بود، فاکتور هجومی بودن تیم بود و مربی را هم بر اساس همین فاکتور انتخاب کردیم. یک مربی هجومی چه بازیکنی میخواهد؟ بدیهی است بازیکنی با ویژگیهای هجومی، سرعت همراه با تکنیک، ما این بازیکن را برای مربی جذب کردهایم.