فوتبال تهران

آنچه دنیزلی داشت، آنچه قطبی ندارد/آزمون وفاداری؛ از CNN ترک تا BBC فارسی

همه چیز فقط قابلیت‌های فنی نیست که البته همین‌جا هم تفاوت‌های یک کهنه مربی پرافتخار با یک کارآموز تازه‌نفس جلب توجه می‌کند. بعضی چیزهای مهم در ذات آدم‌هاست؛ مثل قدرشناسی، مثل شرافتمندی و مثل وفاداری!

رسول بهروش ۱- دفاع مصطفی دنیزلی از کشور ایران در تلویزیون ترکیه اگرچه خبر جدیدی بود، اما هرگز اتفاق تازه‌ای به شمار نمی‌آمد. این سرمربی نامدار و موفق ترک‌تبار، پیش از این بارها هنگام مصاحبه‌های رسانه‌ای‌اش به ویژه در شبکه‌های مشهور و معتبر این کشور، به پشتیبانی از مردم ایران برخاسته، آنها را مهربان و خونگرم دانسته و از زندگی حرفه‌ای و اجتماعی‌اش در میهن‌مان به نیکی یاد کرده است. حقیقت غیرقابل کتمان آن است که افندی با کارنامه‌ای سرشار از کامیابی که در آن قهرمانی سوپرلیگ با هر سه قطب اول ترکیه نیز به چشم می‌خورد، چهره‌ای به شدت محبوب و قابل اعتنا در این کشور محسوب می‌شود؛ کاراکتری که مواضعش به ساده‌ترین شکل ممکن می‌تواند به باورهای عمیق میلیون‌ها هوادارش تبدیل شود و از این نظر، بی‌تردید ستایش‌های پایان‌ناپذیر او از ایرانیان، غنیمتی بزرگ برای مردمان ما قلمداد می‌شود. گزارش‌ها حاکی از آن هستند که به ویژه این بار –  احتمالا با توجه به شرایط خاص منطقه – مجری شبکه CNN ترک بیشتر از هر زمان دیگری علاقه‌مند بود تا حداقل به اندازه چند جمله علیه شرایط ایران از زبان آقا مصطفی حرف بیرون بکشد، اما هرچه بیشتر اصرار به خرج داده، کمتر نتیجه گرفته است. در نهایت نیز افندی برای آنکه آب پاکی را روی دست طرف مقابل بریزد، مدعی شده از همان اولین لحظات حضورش در تهران آنقدر احساس آسایش و راحتی داشته که گمان کرده در زادگاه خودش به سر می‌برد. در دنیای مولتی‌مدیا و تبلیغات و در عصری که بزرگترین قدرت‌های جهان نیز از هیچ هزینه گزافی برای ترمیم میلیمتری تصویر خودشان در سطح بین‌المللی دریغ نمی‌کنند،‌ بدون تردید بهره مندی از چنین سفیر پاک نیت و مبلّغ خالصی می‌تواند یک موهبت بزرگ باشد؛ به ویژه برای کشور ما که از این حیث در تنگنای بی‌سابقه‌ای به‌سر می‌برد.

۲- رفتار صمیمی و صادقانه امروز مصطفی دنیزلی را می‌توان الگویی تامل‌برانگیز برای خیلی از اهالی فوتبال ایران تلقی کرد. او یک مربی بزرگ است که چه در تیم ملی ترکیه، چه در مهم‌ترین باشگاه‌های آن کشور و چه در فوتبال آلمان با بهترین امکانات سخت‌افزاری و مدیریتی کار کرده و معمولا در ممتازترین جایگاه اجتماعی نیز قرار داشته است. همین شخصیت اما، وقتی به ایران ما گام می‌گذارد و با انبوه مشکلات و کمبودهای کم نظیر مواجه می‌شود، دم از دم بر نمی‌آورد و همه کاستی‌ها را بردبارانه به جان می‌خرد. آرشیو همه رسانه‌های دیداری و شنیداری و نوشتاری در طول سه سال حضور متناوب دنیزلی در ایران جزء به جزء شهادت می‌دهند که او هرگز حتی به اندازه یک جمله دست به گلایه از مشکلاتی مثل زمین‌های ناهموار، اشتباهات داوری، معضلات اقتصادی و نابه‌سامانی‌های مدیریتی نزده و همیشه در هر شرایطی بار تیم‌های تحت اداره‌اش را شخصا به دوش کشیده است. این اواخر حتی وقتی شائبه‌های فراوانی در مورد کارشکنی‌ها و کم‌کاری‌های آشکار و پنهان برخی از بازیکنان و مسوولان تیم در روند حرکتی پرسپولیس دنیزلی به‌وجود آمد، آقا مصطفی هرگز توپ ناکامی‌هایش را به زمین این دست مسایل نینداخت و تنها خودش را «مسوول» دانست. این رویکرد باید برای خیلی‌ها درس باشد؛ از بازیکنانی که گاهی در خروارها ثروت و شهرت غیرسزاوارانه غلت می‌زنند و به مردم از زاویه «بالا» نگاه می‌کنند تا آن ستاره بی‌وفایی که روزی در مورد خاک آبا و اجدادی‌اش به خبرنگار اماراتی گفت «خالی والی»! بیشتر از همه اما، ایران‌مداری یکی مثل مصطفی دنیزلی پراعتبار در CNN، شاید مورد توجه آن مربی گمنامی باشد که در همین کشور از هیچ به همه چیز رسید، اما وقتی دوربین BBC را دید، حرف‌هایی زد که خیلی‌ها را ناامید کرد…

۳- این روزها بحث تجلیل‌های مستمر دنیزلی از ایرانیان، خیلی‌ها را ناخودآگاه یاد مصاحبه حیرت‌انگیز افشین قطبی با بخش فارسی زبان شبکه تلویزیونی BBC انداخته است. او که خارج از ایران به عنوان نفر اول تقریبا هیچ کارنامه‌ای نداشت و به هیچ عنوان چهره‌ای شناخته شده به حساب نمی‌آمد، به لطف اعتمادی که در این کشور به وی شد، یک شبه راه صدساله را طی کرد و در کوتاه‌ترین زمان ممکن حتی به نیمکت تیم ملی کشورمان دست یافت. با این همه، در کمال شگفتی وقتی نخستین قول و قرارها با او برای سپردن نیمکت اول ایران به وی تنها شش ماه بعد از آغاز دوران سرمربیگری‌اش به نتیجه نرسید، قطبی موقتا از ایران رفت و هرچه دلش خواست علیه کشور ما به یک شبکه تلویزیونی خارجی گفت. او که آشکارا در این مصاحبه بازیکنان تیم تازه قهرمان‌شده‌اش را به کم‌کاری متهم کرده بود، در ادامه با دیالوگ‌های ناباورانه‌ای مثل «ترسیدم با چاقو و تفنگ سراغم بیایند»، تصویری کاملا کدر از کشورمان در رسانه‌های بین‌المللی ساخت؛ گرچه بعدها هرگز توضیح نداد چگونه باوجود ترس از مورد حمله قرار گرفتن توسط مردم با اسلحه‌های گرم(!) به همین کشور بازگشت و هدایت تیم ملی ایران را پذیرفت؟! افشین قطبی به انگلیسی‌ها گفت که در ایران نگران امنیت اجتماعی‌اش بوده و مشخصا از مفهوم کلیدی Social Security نام برد که فارغ از همه معادلات سیاسی، مستقیما به خلق و خو و فرهنگ مردمان هر جامعه اشاره دارد. در اینکه ما در این کشور هزار و یک مشکل داریم که خیلی از آنها باید بی‌رحمانه نقد شوند و مورد موشکافی و اصلاح قرار بگیرند تردیدی نیست، اما انصافا آیا بهترین تریبون برای طرح آنها به شکل غلو شده و خصمانه و جوری که «مردم» متهمان ردیف اول لقب بگیرند، جایی مثل شبکه BBC است؟ مهم‌تر اینکه چهره‌ای مثل افشین قطبی که در این کشور یک روزه به عرش رسید، یک هفته‌ای امپراتور شد، یک ماهه بار خودش را بست و یک ساله به شهرت قابل ملاحظه منطقه‌ای دست یافت، چقدر مستحق شکایت از ناامنی اجتماعی ایران به حساب می‌آید؟ آیا در این مملکت به او بد گذشت که باشگاه پرسپولیس چند ده هزار دلار بابت خریداری تابلوهای نقاشی یوروم به عنوان بخشی از قرارداد جدید او پرداخت کرد یا فدراسیون فوتبال با چند فقره عکس فتوشاپی، راه نرفته‌اش به آفریقای‌جنوبی را نادیده گرفت و فاکتور ۴۳ هزار دلاری سفر نامریی به کشور میزبان جام‌جهانی را به وی پرداخت؟ آیا آن همه حمله، سزاوار مردمان مملکتی بود که سخاوتمندانه برایش رزومه ساختند تا از سطح ویدیو آنالیزوری در جایگاه سرمربیگری تثبیت شود؟ راستی به خاطر همین ناامنی اجتماعی ایران است که افشین قطبی همین حالا هم بدهکاری مالیاتی‌اش را نپرداخته تا خدای ناکرده حتی یک ریال نیز سود به این کشور نرسانده باشد؟

۴- شاید چندان خالی از معنا نباشد اینکه هنوز وقتی قرار است پرسپولیسی‌ها نام یک ناجی محبوب را صدا بزنند، ترجیح می‌دهند سراغ از آقامصطفی بگیرند که گاهی تیمش چهار تا چهار تا می‌خورد، نه افشین قطبی که بعد از سال‌ها آنان را به قهرمانی رساند. همه چیز فقط قابلیت‌های فنی نیست که البته همین‌جا هم تفاوت‌های یک کهنه مربی پرافتخار با یک کارآموز تازه‌نفس جلب توجه می‌کند. بعضی چیزهای مهم در ذات آدم‌هاست؛ مثل قدرشناسی، مثل شرافتمندی و مثل وفاداری!

اشتراک
مطلع شدن
guest
0 نظرات
جدیدترین
قدیمی‌ترین پرامتیازترین
بازخورد (Feedback) های درون متنی
مشاهده همه دیدگاه ها